كشتن وپاره پاره شدن تسليم نمىكردند وبر تشنگى وطعن وضرب بردبارى نمىورزيدند ، ودر مورد فلاسفه مىگويند كه اگر آنان بر چنين رأى واعتقاد نبودند سقراط تن خود را با اراده واختيار تسليم به مرگ نمىكرد . رازي اين استوارى واستقامت را ملاك وميزان سيرهء عادلهء يك فيلسوف مىداند ودر معيارهاى زندگى عادى أو توجّه به كيفيت دارد نه كميت . از اين رو ، زندگى معتدل را در هر گروه وطبقه ودر هر مقام ورتبه يكسان نمىداند . أو براي افراط وتفريط معناى مطلقى قائل نيست افراط وتفريط يك دانشجو با افراط وتفريط يك أستاذ متفاوت است چنانكه زندگى معتدل يك روستايى با زندگى معتدل يك شهري فرق دارد وجملهء معروف : « حسنات الأبرار سيئات المقرّبين » نيز همين معنى ومفهوم را مىرساند . رازي در برابر كساني كه به جهت بهرهورى از مزاياى زندگى ومعاشرت با بزرگان أو را لايق مقام ومنزلت لقب فيلسوف نمىدانستند زندگى شخصي خود را تشريح مىكند كه در همهء آنچه كه لذتآور است پاى از دايرهء اعتدال بيرون ننهاده نه خود را همچون راهبان ومرتاضان هندى در سختى وتنگى قرار داده ونه به روش بطّالان ونعمت پروردگان خود را تسليم شهوات جسماني كرده است ودليل بر آن را توفيق خود در أمور علمي ذكر مىكند ، چه آنكه آثار أو در علوم وفنون گوناگون كه افزون از دويست كتاب ورساله است وهمه از كيفيت بالاى علمي برخوردار است نشان مىدهد كه نويسندهء آن از دقايق وآنات زندگى خود به حد أوفى وأوفر استفاده كرده است وحتى در زماني كه دست أو تواناى نوشتن وچشم أو ياراى خواندن را نداشته تن به آسايش وراحتى نداده بلكه با دست ديگران مىنوشته وبا چشم ديگران مىخوانده است . أو در جنبهء عملي يعنى همان جنبهاى كه خردهگيران أو آن را در پوشش ريا پنهان
السيرة الفلسفية ( فارسى ) — صفحة پيشگفتار 13
مساهمون: عباس إقبال آشتياني
صپيشگفتار ١٣