( 492 )
س 4 : هر گاه تنخواهى از دو نفر كبير و يك نفر صغير در نزد شخصى بوده ، با حضور كبار وسلامت عقل ايشان شخص مزبور كلّ تنخواه را بدون اذن كبار وبىاين كه كسى را وكيل كنند در اخذ تنخواه خود برده و به كسى كه خود را حاكم شرع مىداند داده ، حال صاحبان تنخواه مىتوانند مطالبه ء تنخواه خود را از شخص اوّل بكنند ؟
ج : هر گاه اصل تنخواه ايشان حال موجود نيست و تلف شده ، صاحبان تنخواه كه كبير بوده اند به هر يك از آن دو نفر يعنى آن شخص كه تنخواه در نزد او بوده و به آن شخص كه داده مىتوانند رجوع كنند و از ايشان مطالبه نمايند ، و هر گاه عين آن موجود باشد بايد همان عين را از آن شخصى كه در نزد اوست مطالبه بكنند ، مگر اين كه در قوّه ء ايشان نباشد ، در اين صورت باز تسلَّط بر آن شخص كه داده است دارند ، اين در خصوص تنخواه كبير است .
اما حصه صغير پس اگر آن شخص كه تنخواه به او داده شده فى الواقع حاكم شرع نبوده و به محض ادعا بوده و براى آن شخص هم مشخص نبوده كه اين حاكم شرع است باز حكم اول را دارد و اگر حاكم شرع بود وصغير از وصى خالى بوده در خصوص تنخواه صغير بر آن شخصى كه داده تسلطى نيست والله العالم .
( 493 )
س 5 : هر گاه زيد در ولايتى تنخواهى بعنوان مضاربه به عمرو داده باشد كه اين تنخواه را ببر و در عراق خريد كن وبياور در همان ولايت به فروش هر چه انتفاع به هم رسد از قرار مقرر تقسيم شود وعمرو مذكور به نحو مقرر عمل نموده در وقت مراجعت در عرض راه وكيل زيد حسب الوكاله خواهى نخواهى تنخواه را از عمرو بگيرد وانتفاعى كه بايد به عمرو برسد نرسد آيا مىتواند عمرو مطالبه حصه انتفاعى كه سهم او مىشود از مالك بكند يا نه .
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 421
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٤٢١