تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩

كتاب الهبة

( 475 ) س 1 : حاجى محمّد على دو سه يوم قبل از وفات به قصد رفع نزاع وترجيح بعضى از اولاد بر بعضى بنا گذارد كه قدرى معتدٌّ به از املاك وباغات و اشجار خود را به اولاد خود هبه نمايد ، وهبه كرد ، و بعضى را زيادتر از بعضى داد ، و صيغه ء مواهبه جارى شد ، ونظر به اين كه اصلح اين مىنمود كه بعد از وقوع مواهبه همه را به اقباض موهوبات تكليف نمايد ، و دو سوم يوم كشيد ، آخر الأمر تصريح به اقباض موهوبات ممكن نشد وننمود ، و ليكن حقير علم قطعى دارم كه او در نظر داشت كه هر كس ملك مشخصى داشته باشد كه به ديگرى رجوع نداشته باشد ، و به اين مواهبه قطع گفتگو در بين اولاد بشود ، خلاصه اين كه اقباض يقيناً منظور او بود ، آيا اين مواهبه لازم است يا نه ؟ ج : جواب تفصيلى از اين سؤال بسته به تحقيق پنج مسأله است . اوّل : اين كه قبض واقباض در هبه شرط است ، وظاهراً خلافى در آن نيست ، وجمعى كثير دعوى اجماع بر آن كرده اند ، كه از آن جمله مسالك ومفاتيح و شرح مفاتيح است ، و اخبار معتبره بر آن دالّ است ، مثل دو موثّقه ابان بن عثمان « قال : النحل والهبة ما لم يقبض حتّى يموت صاحبها ؟ قال : هي بمنزلة الميراث ، وإِن كان الصبىّ في حجره فهو جائز » . ( 1 )
هامش
( 1 ) تلخيص الوسائل ، 10 / 193 ، به نقل از تهذيب 9 / 155 .