را به مصارف ديگر برسانيد وبخصوص ده دوازده تومان را تعيين نكرده باشد در اين صورت بر وصىّ گناهى نيست و هر قدر خرج شده تتمه را به ساير مصارف مىرساند . و اما جواب از مسأله اخيره ، بلى بعد از فقير بودن اولاد موصى مىتوان ردّ مظالم او را به اولاد او داد و هر سرى را به نحوى كه وصيت كرده بايد داد . والله سبحانه هو العالم . ( 408 ) س 35 : آيا بيع نان وماست وقند ونبات وخربوزه و خيار و بادنجان و امثال اينها بدون وزن جايز است ؟ ج : سؤال يا از صحت بيع آنها بدون كيل ووزن است ولزوم آن ، يا از جواز واباحه اين بيع است ، و يا از حليت مبيع وثمن و حرمت آن . پس اگر سؤال از صحت ولزوم باشد جواب آن عدم صحت بيع است و اين بيع فاسد است و هر يك خواهند مىتوانند رجوع كنند . و اگر سؤال از جواز اين عمل وعدم جواز آن است ظاهر اخبار آن است كه جايز نباشد ومنهى عنه باشد . و اگر سؤال از حلَّيت و حرمت مبيع وثمن باشد چون تراضى به عمل آمده حلال هستند وصرف آنها جايز است . و اما خربوزه و خيار و بادنجان در بعضى بلاد به عدد فروخته مىشود و در آنجا وزن ضرور نيست بلكه نان هم مكرر مىشود كه به عدد فروخته مىشود . ( 409 ) س 36 : آيا بيع غدك وقلمكار وچيت وماهوت وپشمينه وشال ترمه ( 1 ) وزر بفت و امثال آن بدون ذرع ومشاهده [ جميع ] اجزاى آن در صورتى كه اجزاى آن معلوم نباشد ( باشد ) شرعاً جايز است يا نه ؟
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 294
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٢٩٤
هامش
( 1 ) همه اينها نام چند نوع پارچه است و در اصل به جاى « ترمه » لفظ « كمر » بود .