وفي الواقع نشنيده ام چيزى كه ظنّ غنا بودن آن باشد .
پس نوشته بوديد از براى بيان حسن احتياط ، نمىدانم مراد شما از احتياط اگر تصريح به منع وعدم جواز است اين خلاف احتياط و حرام است يا احتياط در زجر ومنع يا تأكيد ولو مع الاهانة والضرب آن نيز همين صورت است و اگر مراد احتياط در عدم استماع است حقيقت آن است كه احتياط در اين هست كه اگر غزليات و اشعار غزليه را بدون ملاهى با ترجيع خوانده شود كسى استماع نكند و تا حال هم مطَّلع نشده ام از متدينين كه اين خلاف احتياط را كرده باشند من هم اين احتياط را مىكنم نظير به آن چه به مرحوم شيخ جعفر گفتند چرا شما در حمام با تر بودن موضع مسح به رطوبت بسيار مسح وضو مىكشيد و احتياط نمىكنيد فرمودند من احتياط مىكنم و دست را در خزانه به آب فرو نمىكنم و پاى خود را كه در توى آب است مسح كشم وامّا در غير آن چه مذكور شد از احتياط از خواندن كتب تواريخ و اشعار وصحبتهاى بيهوده احتياط آن را بيشتر نمىدانم مگر در قرآن ومراثى هر گاه اين قدر ترجيع بشود كه آن را قرآن ومرثيه نگويند آن را هم احتياط مىكنم .
وغرض از اين تطويل مقابله با آن است كه آن قرّة العين نوشته بودند والَّا بعد از آن كه مسأله تجويز بعضى نوعها در مراثى را مردم بدانند معصيت آنها كمتر است جمعى از علماى سابق به شدت منع مىكردند واصلًا در حقّ ارباب اهواء منع ايشان اثرى نمىكرد مرتكب حرام مىشدند اين قدر است كه بعد از نقل بعضى از فتاوى مرحوم ميرزا و پس از ايشان از من ، معصيت بعضى از ايشان تقليلى يافته ، ديگر اصلًا تفاوتى نكرده .
وامّا آن چه آخر نوشته ايد كه تعزيه فلان و فلان مؤثر است كسى نگفته كه اعانت به بكا منحصر به غناست در كلام شخص هم تأثير مىباشد اين منافى نيست كه چيز ديگر هم معين باشد . والسلام .
( 345 )
س 7 : مثلًا نوكرى مىگيرم از قبيل فراش وغلام وغيره ، و در ساليانه به مبلغ معينى به او قرار مىدهم كه مواجب بدهم ، و ليكن صيغه جارى نمىكنم و اگر در بين
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 236
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٢٣٦