امر شهادت در دماء و اموال [ است ] وحال اين كه مطلع شده ام كه حسن الظاهرى را پرسيدند تجويز نماز جماعت آن كردم از جمعى كه با امامى كه مرافعه مىكرد بلكه غالب مرتكب غيبت بود نماز مىكردند پرسيدند چرا با او نماز مىكنيد گفته بودند فلان كس تجويز امامت فلان شخص را نمود و اين هم يا مثل آن است يا نه .
از آن پس نوشته بوديد مغموميد و خوش نداريد عمل من سبب اين فعل باشد اگر فعل غير معلوم الحرمة است چرا خوش نداريد خوش داشته باشيد و اگر معلوم الحرمة است يعنى بر من آيا سبب شرعى يا عقلى يا عادى است بيان كنيد و اگر غير از آنها است آن را هم خوش داشته باشيد .
اگر بگوييد سبب عادى است يعنى عادت عقلا ودانايان است مطلقا مسلَّم نيست و اگر گويند عادت ما نادانان چرا چنين چيزى حرام باشد نمىدانم سببيّت عاديه اظهار عدم معلوميت حرمت مطلق ترجيع از براى ارتكاب جهّال ارباب اهواء يك صوت محرمى را بيشتر است يا سببيّت اصل تعزيه از براى آن چه مىدانيد از محرمات قطعيه ، يا سببيّت فتواى به بودن عدالت حسن ظاهر از براى آن چه مىدانيد يا سببيّت تجويز نماز جماعت زنان در مساجد مردان از براى آن چه مىدانيد ، يا سببيّت حكم به جواز ضيافت از براى آن چه مىدانيد وهكذا يا سببيّت تجويز مبايعات شرطيه از براى آن چه مىدانيد يا سببيّت ديد وبازديد از براى انواع غيبت ولغو و مفاسد ديگر وهكذا .
پس نوشته بوديد هر گاه بر وجه يقين الحلَّية ممكن باشد تعزيه چرا بايد بر وجه مشهور الحرمة به عمل آيد سلمنا الاشتهار كه گفت بايد بر اين وجه به عمل آيد حرف در اين است كه آيا منع لازم است يا نه حرف از جهت منع است وعدم جواز .
پس نوشته بوديد كه عمل من حجّت است از براى مردم ، بلى از اين جهت است كه تصريح به منع نمىكنم مىترسم چنان وانموده شود كه حرام مىدانم وتشريع باشد .
وامّا خود فى الحقيقة بر نخورده ام به مجمعى كه چنان ترجيعى كه غير مفهم و موجب التذاذ باشد و اگر بوده گفته ام چون خلاف احتياط است موقوف كنند
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 235
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٢٣٥