تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
اگر گويند بايد از مطلق منع كرد تا به اينجا نكشد گوييم به چه جهت و چه ملازمه وحال اين كه بسى ازمنه منع مطلق مىشد واصلًا تفاوتى در اين خصوص نكرد و اگر اين لازم باشد منع از اصل تعزيه خواندن و حضور امارده و زنان سيما در جماعت الزم خواهد بود . پس نوشته اند كه شخصى فلان نقل كرد كه شخصى مجمعى آراسته بود . . عالى جنابا اشخاص كثيرى نقل كردند كه مجامع آراسته شده بود از ضيافت به جهت عيش وارتكاب محرمات وبسا هم مطلع شده ام چرا حكم به حرمت مطلق ضيافت يا احتراز در منع از آن نداريد وبخصوص مجامع تعزيه اشخاص معتمدين نقل كردند كه بسا مجامع به جهت حضور زنان وامردان و به اين جهت قرار داده اند چرا منع از تعزيه جايز نيست و اگر اين اسباب باعث رجحان منع مىشود فرق ميان مستحب ومباح يا غير معلوم الحرمة نيست . اين كه نوشته بوديد كه : فلان شخص گفت كه مشق مرثيه خوانى به جهت عدم منع فلان كس ، ملَّا حسين را است ، از ملَّا حسين وضعى كه حرمت آن معلوم يا مظنون باشد بر نخوردم و اگر به آنجا منجرّ [ مى ] شد منع [ مى ] شد و عذر نادانى ، باعث لزوم امرى نمىشود از مساجد بسيارى كه مىدانند از مفاسد خالى نيست بپرسيد چرا زنان را راه مىدهند معتذر مىشود به اين كه چرا فلان كس در مسجد زنان را به جهت نماز جماعت راه مىدهد بلكه اين امر سرايت مىكند به اصل نماز جماعت به جهت اين كه شما علم داريد و ما هم كه بسى از عوام به جماعت حاضر مىشوند كه عدالت امام را نمىدانند بلكه عدم را مىدانند و اگر تنگگيرى در نماز جماعت بشود ( نشود خ ) اين مفسده تمام مىشود وحال اين كه عدالت به معنى حسن ظاهر محل خلاف است و خلاف در آن از خلاف در غنا بيشتر و اين ترجيحات اجتهاديه چندان اعتبارى ندارد چنان كه در آخر اشاره كرديد پس چرا بايد تجويز نماز جماعت با اهل حسن ظاهر و همچنين تجويز طلاق در حضور آنها كرد وچرا مجتهدين اين احتياطها را نمىكنند [ با اين كه ] اهل تقوى وزهدند و نماز اهم طاعات وامر فروج اهم مهمات و همچنين
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 234 | ملا أحمد النراقي