تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
را نويسانيد و خريد و به طلاب داد ، خواه فقير باشند يا نه ، اما ملك آن طالب علم نمىشود ، بلكه از براى منافع مسلمين خواهد بود و همه كس از آن منتفع مىتواند شد ، و آن طالب علم نمىتواند فروخت ، و مثل كتاب وقف بر جميع مسلمين خواهد بود ، يعنى از شيعه ء اثنا عشريه ، و اگر غير شيعه از مسلمين هم منتفع بشود ضرر نمىرساند . ( 266 ) س 3 : به از قبيل ملَّا اسماعيل وملَّا ابو طالبى كه به نظر شما رسيده اند مىگويم كه : چند نفر پيدا كن كه به آنها زكات بدهم ، و آنها آدمى مشخص مىكنند وفقر آن اشخاص بر من معلوم نيست ، آيا بر من لازم است كه تفحّص بكنم بر ثبوت فقرشان ، يا اين كه به محض گفتن ملاها كه فقيرند كافى است ، و يا اين كه به دو نفر نوكر خود مىگويم كه : اين وجه را به فقير بده ، آيا تفحص من لازم است يا نه ، به هر قسم كه او داده است رفع اشتغال ذمّه از من شده است ؟ ج : آن شخص فقير همين كه خود اظهار فقر كند كافى است ، پس در صورتى كه شهادت بعضى از علماء هم ضمّ شود به طريق اولى كافى خواهد بود ، و اما به دو نفر نوكر خود كه سؤال فرموديد اگر به امانت وديانت آنها وثوق داريد بلكه آنها را عادل مىدانيد ، يا يكى از آنها كافى است و حاجت به فحص شما نيست ، و اگر هيچ يك عادل نباشد ، يا لا اقل محل وثوق واعتماد و امانت نباشد كفايت نمىكند . ( 267 ) س 4 : در وقت جمع كردن غله به نوكر خود گفتم كه : زكات را در يك جا جمع كن ، و در وقت جمع كردن قصد اين بود كه زكات است و بايد به فقرا برسد ، و بعد به مرور به فقراء دادم ، و قصد جديد كه زكات است واجب قربة إلى الله به هر يك از فقراء نكرديم ، آيا همين قصد كه جدا كرديم از مال خود به نيت زكات وعلى حده گذاشتيم وداديم كفايت مىكند ، يا نه بايد در وقت دادن به هر يك