ج : بدان كه آن چه بايد از معصوم وارد شود و در دانستن آن محتاج به بيان شريف او هستيم ، احكام شرعيه ووضعيه است كه محتاج به توقيفند ، اما موضوعات احكام كه غير موضوعات شرعيه باشند موقوف بيان معصوم نيست .
مثلًا اگر شارع بفرمايد كه در كفاره ء فلان عمل واجب است گندم به فقير دادن ، شناختن وجوب دادن كه حكم شرعى است موقوف به فرموده ء شارع است ، اما شناختن گندم كه موضوع است موقوف به فرموده ء او نيست ، بلكه بايد رجوع به عرف ولغت نمود ، و همچنين فرموده است : سنّت است به آب نيم گرم مثلًا افطار كردن ، سنّت بودن آن كه حكم شرعى است موقوف به فرموده ء امام است ، اما شناختن آب نيم گرم موقوف به فرموده ء او نيست ، بلكه هر چه را مردم آب نيم گرم بگويند افطار به آن سنّت خواهد بود و همچنين فرموده است : افطار به خرما ، در شناختن خرما احتياج به فرموده او نداريم هر چه را خرما مىگويند كافى است ، خواه فرد اعلا يا پست آن .
و هر گاه موضوع حكم چيزى باشد كه شناختن آن موقوف به عرف ولايتى ديگر يا طايفه ء ديگر باشد بايد رجوع به آن ولايت يا آن طايفه كرد ، مثل اين كه بفرمايد : در كفاره يك من به وزن مكه گندم بدهيد ، يا يك من به وزن رى ، و ما خود من مكه و من رى را ندانيم ، بايد در شناختن آنها رجوع به اهل مكه يارى كنيم ، و اگر دسترس به آنها نداشته باشيم بايد قدر يقينى را به عمل آوريم .
هر گاه اين مقدار معلوم باشد پس بدانند احتياج به معصوم فرمودن در اين است كه فلان كلماتى كه مركب از فلان حروف است بخوانند ، مثل اين كه بگويند : قل هو الله أحد كه مركب از قاف ولام و همچنين تا دال است ، اما اين كه در شناختن اين حروف بايد رجوع به عرف مردم كرد ، هر چه را اگر بشنوند بگويند : لام است يا دال است كافى است ، خواه مخارجى باشد كه قرّاء معين كرده اند يا نه ، بلكه همين كه عرف آن را دال بگويند از مخرج اخراج شده است ، گو
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 129
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص١٢٩