تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
آن چه ابتدا فوت شده كه ترتيب آنها معلوم نيست وميان آن چه آخر فوت شده ترتيبى لازم نيست ومىتواند كه ابتدا اين نمازهاى اخرى را كه مغرب و عشا وصبح باشد قضا كند و بعد آنهايى را كه اول فوت شده و ترتيب آنها را نمىداند و ليكن در اين مغرب و عشا وصبح ترتيب لازم است يعنى بايد اول مغرب پس عشا پس صبح را قضا كند اما در آن چه ترتيب آنها را نمىداند و همين قدر مىداند كه سابق بر اين سه نماز بوده ترتيبى نيست نه ميان خود آنها و نه ميان آنها و اين سه نماز . پنجم آن كه ابتدا مثلًا مغرب وعشايى فوت شود و بعد از آن چند نماز ديگر كه ترتيب آنها را نداند و بعد از آنها نيز مغرب وعشايى مثلًا همين قدر بداند كه دو نماز سابق و دو نماز آخر بوده و ترتيب نمازهاى ميان را نداند و در اين صورت واجب است اول قضاى مغرب اولى پس عشاى بعد از آن و ديگر در بقيه ترتيبى لازم نيست مگر اين كه بايد مغرب اخرى پيش از عشاى اخرى قضا شود . ششم اين كه ابتدا نمازهايى چند فوت شده باشد كه ترتيب آنها معلوم نباشد و بعد مثلًا مغرب وعشايى بعد از مغرب ، فوت شده باشد و بعد هم نمازهايى چند كه ترتيب آنها معلوم نباشد در اين صورت نيز اصلًا ترتيبى ضرور نيست مگر اين كه بايد مغرب مذكور مقدم بر عشاى مذكور باشد و از آن چه گفتيم حكم ساير صورى كه ذكر نشده معلوم مىشود . همچنين حكم مسأله اى كه سؤال از آن واقع شده وخلاصه جواب آن مسأله آن كه اگر آن چه را سابق در ذمه دارد ترتيب آنها را مىداند بايد ابتدا آنها را به ترتيب و بعد آن چه در آخر فوت شده نيز به ترتيب قصد كند و اگر ترتيب آن چه ابتدا فوت شده نمىداند در صورت اين كه بعد يك نماز فوت شده باشد مثل صبح تنها ترتيبى اصلًا نيست و در صورت تعدّد ، ميان آن چه در ذمه دارد و آن چه بعد فوت شده ترتيبى لازم نيست اما در ميان خود آن چه بعد فوت شده ترتيب لازم است اگر ترتيب را بداند . و اگر ترتيب بعضى از آن چه در ذمه دارد بداند نيز حكم آن معلوم شد . والله العالم .