إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
: البته خداوند بهر چيز دانا بوده و مصلحتهاى بندگان را ميداند و طبق آن به آنان روزى ميدهد .
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ مَوْتِها
:
و اگر بپرسى از ايشان كه چه شخصى فرو فرستد و جارى كند از آسمان آب ( باران ) را پس زنده گرداند بسبب آن زمين را بعد از مردنش - كه خشك و بىسبزه گرديده بود .
لَيَقُولُنَّ اللَّهُ
: البته در پاسخ گويند « اللَّه » است .
قُلِ
: بگو اى محمد ( ص ) در اين صورت .
الْحَمْدُ لِلَّهِ
: ستايش و سپاس تنها براى خداوند - يعنى « اللَّه » - بوده كه قدرتش كامل و نعمتش را بر ما تمام گردانيده و بتوحيد و اخلاص در عبادت خويش ما را موفق نموده است . سپس فرمود :
بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ
: بلكه اكثرشان تعقل ننموده و با آنكه اقرار دارند خداوند خالق جهان و فرستنده باران از آسمان است مع ذلك تفكر و تدبر نمينمايند و از راهى كه آنان را به خدا مىرساند ، برميگردند ، پس گويا آنان عقل ندارند .
وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ
: و نيست اين زندگى دنيا ، بجز هوس رانى و بازيچه زيرا اين زندگى همانند برنامههاى لهو و لعب زودگذر بوده چه انسانى از او در مدت كوتاهى بهرمند شده و سپس ميگذرد و زايل ميگردد .
وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ
: و البته خانه آخرت و بهشت جاودانى حقيقتا سراى زندگى است زيرا او دائمى و جاودانى بوده ، نابودى و مرگ در او نخواهد بود و تقديرش « و ان الدار الآخرة لهى دار الحيوان او ذات الحيوان » مىباشد زيرا « الحيوان » مصدر و هم وزن « نزوان » و « غليان » است پس مضاف حذف شده و مضاف اليه جانشين او مىباشد و معنى چنين مىشود كه زندگى در آخرت زندگانى ايست كه هيچ نوع كم و كاست ندارد .
لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
: اگر ايشان بدانند و فرق بين زندگى موقت و زندگانى جاودانى را دريابند ، حتماً از اين موقت چشم پوشيده و به جاودانى دل بستگى پيدا