تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
يعنى بر كوه‌هاى مجاور ، آنان خانه‌هايى از خود ساخته‌اند كه در سستى گويا عنكبوت آنها را بنا نموده است . و در اينجا مقصود از عنكبوت اعم از مذكر و مؤنث بوده و در مورد مذكر هم لغت ( عنكباء ) نيز استعمال شده است .

مقصود :

سپس خداوند وضع كفار را كه بسوى غير خدا رفته تشبيه به حال عنكبوت نموده ميفرمايد :
مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ
: مثل آنان كه غير خدا را انتخاب نموده‌اند ، خداوند در اينجا كسى را كه بت را خداى خود ميداند و پيروزى و نفع و ضرر را صادر از او ، و در حاجات خويش به او ملتجى مىشود ، تشبيه به وضع عنكبوت فرموده .
كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتاً
: همانند عنكبوت است كه خانه‌اى براى خود ساخته تا به او پناه ببرد و آسايش كند و همانگونه كه خانه عنكبوت از بسيارى سستى در مقابل حوادث استقامت نشان نداده و چيزى هم نمىتواند او را نگهدارد و گذشته از اين به حال كسى فايده‌اى نميدهد ، « بت‌ها » نيز چنين است كه نه خيرى و شرى و نه نفعى و ضررى - در اصول زندگى و معاش و معاد مردم - ندارند . « الولى » ولى به آن كسى گفته مىشود كه خود شخصاً متصدى و توليت و يارى امور را به عهده داشته باشد . و اين لغت از نظر معنى جامع‌تر از لغت « ناصر » است زيرا ناصر ممكن است به كسى گفته شود كه به ديگرى دستور ميدهد تا در كارى يارى كند و لكن لغت « ولى » در باره شخصى گفته مىشود كه شخصاً يارى كند و عمل را به عهده داشته باشد . « 1 »
هامش
( 1 ) ( ولى ) از نظر ريشه‌ى لغت تنها در همان حكومت و تصدى و تولى در امور است و اگر در غير او از معانى ديگر استعمال شود همه بر سبيل مجاز و با عنايت خواهد بود و اين لغت در قرآن مجيد هم به همين معنى استعمال شده است و بر اين اساس ولايت پيامبر و امام ( يعنى على بن ابى طالب