كه كافر شدند ايمانشان و نه آنان ( در عرضهء عذاب ) مهلت داده شوند . پس روى گردان از ايشان و منتظر باش البته ايشان ( نيز ) منتظرانند .
قرائت :
ا و لم يهد : « زيد » آن را « او لم نهد » با نون و ديگران با ( ياء ) « لم يهد » قرائت نمودهاند و در سوره اعراف بحثش گذشت .
يمشون : « ابن سميفع » بنا به بعضى قرءات نادره آن را با « ياء » مضمومه و تشديد « شين » قرائت نموده .
انهم منتظرون : با « ظاء » مفتوحه خوانده شده .
دليل :
« ابن جنى » گويد : كه ابو حاتم ، منتظرون را با ظاء مفتوحه خوانده و استدلال به آيه شريفه
« فَارْتَقِبْ إِنَّهُمْ مُرْتَقِبُونَ »
نموده است .
يمشون : براى كثرت آمده - و بمعنى رفت و آمد بسيار است - چنان كه شاعر گويد :
يمشى بيننا حانوت كرم * من الخرس الصراصرة القطاط
يعنى آن مدير دكه شراب بسيار بنزد ما ميآمد و از شراب ناب كام را سيراب مىداشت ، چه زبان مليحى كه افسوس عجمى بوده و ما نمىدانستيم و چه موهاى زيباى پيچيدهاى .
مقصود آنكه ( يمشى ) در شعر بمعنى در رفت و آمد بسيار استعمال شده است .
شرح لغات :
ا و لم يهد لهم : گفته مىشود كه لغات متشابه آن مانند « هداه فى الدين . . . » و « الى طريق هداية . . . » بمعنى رهبرى نمودن و به آنچه را كه وسيلهء تأديهء دين و رسيدن به مقصود است هدايت نمودن است ، و بنا بر اين آنچه را كه انسان را به خدا نزديك نموده و وسيله آشنايى انسان با خدا است ، به او رهبر ناميده مىشود .
نسوق الماء : سوق ، بمعنى راندن و به راه انداختن است .