و در حديث وارد شده كه رسول خدا ( ص ) فرمود : چون شب معراج بآسمانها رفتم ، موسى بن عمران را ديدم مردى بلند قد با موهاى پيچيده كه گويا از مردم قبيله شنوه « 1 » بود ، و عيسى بن مريم را ديدم مردى با اندامى متوسط متمايل به سرخى و سفيدى و موهاى فروهشته - بر خلاف پيچيده - .
و بنا بر اين مقصود آنكه بپيامبر ( ص ) وعده داده شد كه پيش از مرگ با موسى ملاقات خواهى نمود . و بر اين تفسير ، « مجاهد و سدى » هم موافق است .
پارهاى گويند : يعنى تو در شك نباش كه در قيامت موسى با تو ملاقات كند . از « زجاج » آمده كه پارهاى گفتهاند : يعنى تو در شك نباش كه موسى كتاب تورات را ديده - و ما بر او فرستاديم - .
پارهء ديگر گويند : يعنى تو در شك نباش كه موسى آزارهايى از ملت خود ديده و اين تفسير موافق گفتار « حسن » باشد پس مقصود آنست كه تو نيز آزارهايى در راه تبليغ احكام اسلامى خواهى ديد و در اين امر شكى نيست .
وَ جَعَلْناهُ هُدىً لِبَنِي إِسْرائِيلَ
: و قرار داديم موسى را رهبرى براى بنى اسرائيل و اين تفسير موافق قول « قتاده » بوده ، اما از « حسن » آمده كه يعنى ما كتاب تورات را هدايت براى آنان قرار داديم .
وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا
: و قرار داديم از ايشان - بنى اسرائيل - پيشوايانى كه بسبب آنان هدايت يافته و كارهاى شايسته انجام دهند و اين گفتار « قتاده » مىباشد ، لكن پارهاى معتقدند كه مقصود پيامبران بنى اسرائيل است كه مردم را به راه مستقيم حق دعوت مينمودند .
لَمَّا صَبَرُوا
: چون كه شكيبايى نمودند رهبران الهى واقع شدند .
وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ
: و بودند - آن رهبران - به آيتهاى خدا يقين داشته و هرگز در آنها شك نمىنمودند .
هامش
( 1 ) - شنوه : قبيلهاى از مردم يمن مىباشند كه بر اثر خصوصيات محيطى موهاى سر و تن آنان پيچيده است .