بعضى گويند : تفسير اين جمله آنست كه ، ما ناگهان با فرستادن عذاب بر آن ملت كافر در حالى كه در منزلهايشان به خود مشغول بودند نابودشان ساختيم .
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ
: البته در اين كار ، كه بر اثر كفر و گناه نابودشان ساختيم ، نشانههاى روشنى براى خداشناسى است .
أَ فَلا يَسْمَعُونَ
: آيا نميشنوند اين مردم كافران آنچه را كه از ملل و امتهاى گذشته بر ايشان پند داده مىشود .
سپس خداوند براى بيدارى مردم نوع ديگرى سخن ايراد ميفرمايد :
أَ وَ لَمْ يَرَوْا
: آيا نمىبينند يعنى آيا نمىدانند .
أَنَّا نَسُوقُ الْماءَ
: البته ما ميرانيم يعنى ميفرستيم باران و برف و يا بگفته بعضى بوسيله نهرها و چشمهها ،
إِلَى الْأَرْضِ الْجُرُزِ
: بسوى زمين خشكى كه بدون اشجار و سبزه است و از ابن عباس آمده كه ، يعنى بوسيله سيلابها آب را بمكانهاى بلند از شام تا يمن ميفرستيم .
فَنُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً تَأْكُلُ مِنْهُ أَنْعامُهُمْ وَ أَنْفُسُهُمْ
: پس بيرون ميآوريم بواسطه آب ، سبزى و كشت را كه از آن چهار پايانشان و ايشان ميخورند و مقصود آنكه از گياهان آن چهار پايان و از كشت آن مردم آن سامان بهرهبردارى مينمايند .
أَ فَلا يُبْصِرُونَ
: آيا پس نعمتهاى خدا را نمىبينند كه چگونه به آنان ارزانى داشته شده .
وَ يَقُولُونَ مَتى هذَا الْفَتْحُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
: و ميگويند چه زمان خواهد بود اين فتح و پيروزى اگر هستيد راست گويان ، از ( فراء ) آمده كه مقصود فتح شهر مكه است ، و ( سدى ) ميگويد كه مقصود عذاب كفار در دنيا بوده و مراد همان جنگ بدر است - كه كفار در شكنجه واقع شده و با شكست عقب نشينى و فرار نمودند . - ( مجاهد ) گويد : مقصود حكم بپاداش و جزاى روز قيامت بوده زيرا مشركين مىشنيدند كه مسلمانان خدا را ميخوانند و از او پيروزى بر مشركين را با نزول عذاب قيامت بر آنها مسئلت مينمايند ، از اين رو مشركين ، مسلمانان را استهزاء نموده