آيا كسى كه مؤمن است همانند آنكه نافرمانى نموده مىباشد ؟ نيستند يكسان . اما آنان كه ايمان آوردند و اعمال شايسته انجام دادند پس براى ايشانست باغستانها ( از بهشت ) جاى اقامت پيشكشى بدانچه كه عمل نمودند . و اما آنان كه نافرمانى كردند پس جايگاهشان آتش بوده هر گاه خواهند كه بيرون آيند از آن ، باز گردانيده شوند در آن و گفته شود براى ايشان ، بچشيد عذاب آتشى را كه بدان تكذيب مينموديد .
قرائت :
ما اخفى لهم : « حمزه و يعقوب » آن را با ياء ساكنه و ديگران مفتوحه خواندهاند .
قرة اعين : روايتى از پيامبر ( ص ) و نيز از ابى هريره و ابى الدرداء و ابن مسعود نقل شده كه « قرّات اعين » بجمع خواندهاند .
دليل :
« ابو على » گويد : آنكه ( اخفى ) را با فتحه ياء و مجهول خوانده ، تأييد آن را جمله
« فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوى »
دانسته و « ما » در آن مبتداء و در فعل « اخفى » ضميرى است كه بمبتدا بازگشت مينمايد و جمله « ما اخفى » در محل نصب است تا مفعول تعلم شود و آن از افعالى كه دو مفعول ميگيرد مىباشد .
و اما قرائت حمزه كه ياء را ساكنه خوانده تأييدش جمله
« لَآتَيْنا كُلَّ نَفْسٍ هُداها »
و جمله
« حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي »
بوده و بنا بر اين « ما » استفهاميه و بنظرم اين بر قياس كلام خليل است ، و در حالى كه بسبب فعل « اخفى » منصوب واقع شده جمله « ما اخفى » در محل نصب و مفعول تعلم خواهد بود .
و نظير آن كه تعلم دو مفعول گرفته جمله
« فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ تَكُونُ لَهُ عاقِبَةُ - الدَّارِ »
و نيز جمله
« سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ يَأْتِيهِ عَذابٌ يُخْزِيهِ »
و نظائرش مىباشد كه ماده ( ريشته ) - علم - دو مفعول خواهد داشت .
و اما « قرّات » كه جمع قره واقع شده و قره با آنكه مصدر بوده و مصدر اسم جنس و بسيار بعيد است كه جمع بسته شود ولى در اينجا قره نوع قرار دادهاند و