نه آنكه براى تخفيف ، همزه حذف شده باشد نظير قول شاعر :
راحت بمسلمة البغال عشية * فارعى فزارة لا هناك المرتع
يعنى بوسيلهء مسلمه شب تا بصبح استران آرميدند اما تو اى فزاره در چراگاه خوش باش و از سبزهها استفاده كن اما آنجا مرتع تو نيست « 1 » .
چنان كه اگر مطلبى را خبر دهى ، بدل از اخبرت ، « ابديت » استعمال نموده و ممكن است به منظور تخفيف « بدات » بدون همزه استعمال نمايى . و اين اختلاف استعمال در جمله
« أَ إِذا ضَلَلْنا فِي الْأَرْضِ أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ »
گذشت و « اذا » در محل نصب و جمله
« أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ »
بر آن دلالت مىكند زيرا در كلام لفظ « نعاد » مقدر بوده و تقديرش « نعاد اذا ضللنا فى الارض » خواهد بود .
« ابو عبيده » گويد ترجمه جمله مذكور عبارت از اينست كه ( آيا وقتى نابود شديم در زمين كه اثرى از ما باقى نماند ) و اما ديگران گويند مقصود اينكه ( گشتيم خاك از ما چيزى باقى نماند ) .
و اما قرائت « صللنا » با صاد كه بمعنى بو گرفتن گوشت است ، معنى چنين مىشود « زمانى كه در زير خاك مرده ما دفن شد و بدن بو گرفت . . . » بعضى گويند « صله » بمعنى زمين خشك بوده و از همين ماده « صلصال » آمده است - و بنا بر اين ترجمه آيه بر اين معنى چنين نتيجه ميدهد « زمانى كه بدنهاى مرده ما زير خاك خشك شد . . . » - .
مقصود :
سپس خداوند در باره توحيد و خداوندى خويش مطالب گذشته را تأكيد نموده چنين ميفرمايد :
ذلِكَ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ
: آنكه با قدرت خويش چنين اعمالى كه گفته شد ، انجام ميدهد او داناى به امور مشاهد و غير مشاهد بوده و تمامى كارهاى پنهانى و
هامش
( 1 ) - مقصود كوچك كردن « فزاره » است و در اصل يا فزاره بوده و ترك حرف نداء به منظور آنست كه او را بدل از بغال قرار دهد ، نه آنكه براى تخفيف حذف شده باشد .