بسادگى و آرامى صحبت كنى .
إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ
: البته ناخوشترين آوازها صداى خران است كه بقول قتاده اولش زفير و آخرش شهيق است .
و بنا بر اين در آيه لقمان به فرزند خويش اقتصاد در راه پيمايى و سخن گفتن را دستور فرموده .
و از « زيد بن على » روايت شده كه مقصود صداى انسانهايى كه شبيه به خرانند يعنى افراد نادان فرومايه چنان كه خداوند آنان را تشبيه به چهارپايان فرموده ، و از امام صادق ( ع ) روايت آمده كه مراد عطسه زدن بسيار با صدا است و گاهى انسان بدون هيچگونه نيازمندى صداى خود را بقدرى بلند مىكند كه از زيبايى مىافتد البته اگر خواستهاى داشته باشد و يا براى قرائت آيات قرآن اشكالى ندارد .
سپس خداوند نعمتهاى خود را ياد كرده و مردم را بشناخت آن دعوت مىكند .
أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ
: آيا نمىبينيد كه خداوند رام نموده براى شما آنچه را كه در آسمانها از خورشيد و ماه و ستارگان مىباشد .
وَ ما فِي الْأَرْضِ
: و آنچه را كه در زمين است از حيوانات و نباتات و غير ذلك كه از آن بهره بردارى نموده و به قدر احتياج خود مصرف ميكنيد .
وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ
: و فراوان داشته بر شما نعمتهاى خود را .
ظاهِرَةً وَ باطِنَةً
: آشكار و پنهانى كه نعمتهاى آشكار او را هرگز نتوانيد انكار نمائيد چه او شما را آفريده و نعمت حيات و توانايى بخشيده و قوه شهوت و ساير قوا را داده تا با آن تنظيم امورتان شود و اما نعمتهاى پنهانى آنها است كه جز با دقت نظر و كنجكاوى معلوم نميشود . و از « ابن عباس » آمده كه نعم پنهانى عبارت از مصالح دين و دنيا مردم است كه بر مردم مخفى است اما خدا ميداند - و طبق سنتهاى او در بين مردم جارى ميگردد . و « ضحاك » از ابن عباس روايت كند كه گفت از رسول خدا ( ص ) سؤال نمودم تا آيه برايم روشن شود ، حضرت فرمود : اما نعمت آشكارا مانند اسلام و خلقت تو و ارزاق تو - كه همه را خدا داده است - و اما نعمت پنهانى پس او