تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
اراده بوده و سپس انجام ميدهد و در مقابل ترديد و مردد بودن است . و بعضى گويند : كه حزم مهيا شدن براى كارى و عزم تصميم و اراده در آن است و در مثل گفته شده « درست در اطراف فراهم آمدن و مهيا شدن كارى فكر كن و آن گاه كه روشن شد اقدام نما » .
وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ
: و صورت خود را بتكبر از مردم مگردان و اگر كسى با تو سخن گويد او را كوچك نشمرده و رخسارت را بسوى ديگر توجه مده و از امام صادق ( ع ) و نيز ابن عباس همين تفسير روايت شده است و در اصطلاح عرب گفته مىشود « به گردن شتر مرضى رسيده كه هميشه گردنش را كج مىكند » پس گويا لقمان در پند خود اشاره كرده رخسار خويش را از مردم بر نگردان زيرا هيچ مرضى براى انسان سخت‌تر از تكبر نيست چنان كه شاعر گويد :
و كنا اذا الجبار صعر خده * اقمنا له من درئه فتقوما
زمانى كه ستمگر صورتش را از ما بر گردانيد ، آن قدر در برابرش ايستاديم تا صورتش را راست نموده بما توجهى كرد . و از « مجاهد » آمده كه بعضى در ( صعر ) چنين گفته‌اند كه بين انسان و ديگران نزاع يا رنجشى باشد كه باعث شود هنگام ملاقات صورت از او بگرداند و يا بگفته « عكرمه » كسى سلام كند و انسان از روى تكبر اعتنا نكرده صورت بگرداند .
وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً
: و راه نرو در روى زمين خرامان .
إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ
: البته خداوند دوست ندارد متكبران فخر فروش را .
وَ اقْصِدْ فِي مَشْيِكَ
: و ميانه‌رو باش و به آرامى و وقار راه برو چنان كه در آيه شريفه فرموده « آنان كه به روى زمين به آرامى راه ميروند » . « قتاده » گفته مقصود تواضع در راه رفتن است و « سعيد بن جبير » گفته مقصود اين است كه متكبرانه راه مرو .
وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ
: و از آواز خود فرا كشيده به آرامى و خضوع با خداوند خود سخن بگو و بعضى گفته‌اند مقصود آنست كه بهنگام سخن صدا را بلند نكرده و