ترجمه :
اى فرزندم البته آن ( خير و شر افعال انسان ) اگر به مقدار دانهى خردلى باشد كه در دل سنگى ( بزرگ ) در آسمانها يا زمين بوده باشد ، ميآورد آن را خدا البته خداوند دقيق آگاه است . اى فرزندم به پا دار نماز را و امر كن بمعروف و نهى از منكر فرما و شكيبايى كن بر آنچه به تو ( از رنجها ) رسد البته اين از اراده ( و استوارى ) در كارها است . و رخسارت را براى مردم به تكبر مگردان و راه نرو در زمين خرامان البته خداوند دوست ندارد تمامى متكبران خودپسند را . و ميانه رو باش در روش خويشتن و فراكش از آواز خود البته ناخوشترين آوازها آواز خران است . آيا نمىبينيد خداوند رام نموده براى شما آنچه را كه در آسمانها و آنچه در زمين است و فراوان نموده بر شما نعمتهاى خويش را آشكارا و نهانى و بعضى از مردم آنكه مجادله نموده در باره خدا بى آنكه دانش و دليل داشته و نه كتاب روشنى دارا باشد .
قرائت :
مثقال حبة : در سورهء انبياء گفتيم كه اهل مدينه برفع و ديگران آن را بنصب مىخوانند .
و لا تصعر : تمامى اهل كوفه بجز « عاصم و ابو عمر و نافع » آن را « و لا تصاعر » با الف مىخوانند و بقيه بتشديد عين « و لا تصعر » خواندهاند .
نعمه : تمامى اهل مدينه و اهل بصره بجز « يعقوب و حفص » بصيغهء جمع و ديگران آن را بصيغهء مفرد خواندهاند .
فتكن فى صخرة : « عبد الكريم جزرى » در بعض قرءات خود آن را « فتكن » بكسرهء كاف خوانده است .
و اسبغ عليكم نعمه : « يحيى بن عماره » آن را با صاد « اصبغ » خوانده .
دليل :
مثقال : « ابو على » گويد : كسى كه آن را برفع خوانده - او را فاعلى براى فعل دانسته - و علامت تأنيث در فعل داخل نموده زيرا « مثقال » در معنى عبارت از سيئة