بايد دانست كه در آيه از اينكه اين لغت « روضة » استعمال شده براى آنست كه « روضه » بمعنى باغستان و گلستان و در نزد عرب از هر چيز پسنديدهتر است . « اعشى » در شعر خود گويد :
ما روضة من رياض الحزن معشبة * خضراء جاد عليها مسبل هطل
يضاحك الشمس منها كوكب شرق * موزر بعميم النبت مكتهل
يوما باطيب منها نشر رائحة * و لا باحسن منها اذ دنا الاصل
يعنى باغى از باغهاى « حزن » كه تقسيم بندى شده بستانهايش و آن قدر باران فراوان بر آنها باريده كه فوق العاده سر سبز و گويا گلهاى سيراب شدهاش بخورشيد مىخندند و از بسيارى رياحين قباى سبز رنگ بلندى در بر گرفته است .
چنين گلستانى بپاى بستانهاى ( هريره ) حتى يك روز هم نخواهد رسيد از نظر عطر گلها و زيبائيش بهنگام غروب .
اعراب :
وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَتَفَرَّقُونَ
: « يوم » ظرف براى يتفرقون بوده و « يومئذ » بدل از ظرف مىباشد .
وَ كَذلِكَ تُخْرَجُونَ
: كاف در « كذلك » بواسطه « يخرجون » منصوب است .
مقصود :
پس از پايان آيات گذشته خداوند از قدرت خود نسبت باعادة مخلوقات در قيامت ، سخن بميان آورده چنين ميفرمايد .
اللَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ
: خداوند است كه جهان موجودات را خلق مىكند و بعد از مرگ باز آنان را برميگرداند و به صورت اول زنده مينمايد .
ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
: سپس بسوى خداوند بازگشت مينمائيد تا او پاداش اعمال عباد را به شما بدهد .
وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُبْلِسُ الْمُجْرِمُونَ
: و روزى كه قيامت به پا شود كافران از رحمت پروردگار و نعمتهاى او كه بمؤمنين داده ، مأيوسند . و بعضى گفتهاند مقصود