باعتبار لفظ آن مفرد و « ترجعون » باعتبار معنى او ، جمع آورده شده و دليل قرائت « ترجعون » آنست كه جمله از غياب به حال خطاب منتقل گرديده است .
تخرجون : آنكه بفتح و با « ياء » خوانده دليلش آيه شريفه
« يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ »
و آيه شريفه «
إِلى رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ
» مىباشد و آنكه بضم با تاء خوانده دليلش آيه شريفه
« مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا »
و آيه شريفه
« نُخْرِجُ الْمَوْتى
وَ إِلَيْهِ تُقْلَبُونَ »
مىباشد .
حين تمسون : در تقدير « تمسون فيه » بوده و ( فيه ) براى تخفيف حذف شده نظير آيه شريفه
« وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً »
بوده كه در تقدير لا تجزى فيه مىباشد پس ( فيه ) حذف شده زيرا فعل دلالت بر او دارد . اما « ابو الحسن » گفته در اينجا دو حذف متوالى واقع شده اول ( فى ) حذف شده و ضمير متصل به فعل گرديد و سپس ضمير محذوف گرديد .
شرح لغات :
يبلس المجرمون : ابلاس در اصطلاح عرب در نااميدى از خير استعمال مىشود و گاهى بمعنى تحير و بدست و پا افتادن در مقابل استدلال هم آمده است ، چنان كه « عجاج » به همين معنى در شعر خود استعمال كرده .
يا صاح هل تعرف رسما مكرسا * قال نعم اعرفه و ابلسا
اى صاحب آيا ديدى و فهميدى رسم كسى كه در نجاست فرو رود ؟ پاسخ داد بلى هم او را دانستم و هم تحيرش را كه سكوت با حالت غم زدهگى بود .
- در اينجا « ابلس » كه از همان ماده بلس و ابلاس آمده بمعنى تحير استفاده شده - يحبرون : « حبر » بمعنى مسرت آمده و در اصطلاح عرب در مورد مسرت دانشمند از دانش و زيبايى شخص استعمال شده و در حديث هم آمده كه
« يخرج رجل من النار ذهب حبره و سبره »
- يعنى شخص از آتش - جهنم - خارج مىشود در حالى كه زيبايى و قيافه او دگرگون گشته است - و « تحبير » كه يكى از مشتقات همين ماده است بمعنى تحسين و بزرگداشتى است كه موجب خوشنودى شخص ميگردد .