آسمانها و زمين و آنچه را كه در بين آنها مىباشد مگر براستى ( تا وسيلهاى براى شناخت پروردگار شود ) و مدتى ناميده ( و معين ) شده و البته بيشتر مردم بملاقات پروردگار ( و آمدن قيامت ) كافرند . آيا در روى زمين سير نميكنند تا ( اطلاع تحصيل نموده ) بنگرند چگونه بود عاقبت آنان كه پيش از ايشان بوده و در قوت سختتر از ايشان بودند ، كاويدند زمين را و آبادانى نمودند بيشتر از آنچه را كه ايشان آباد نمودهاند و بسوى ايشان پيامبرانشان آمدند پس خداوند نخواسته بود تا بر آنان ستم كند اما آنان خود بخويشتن ستم نمودند . پس عاقبت آنان كه بدى نموده جهنم گرديد زيرا نشانهاى خدا را تكذيب نموده استهزاء ميكردند .
قرائت :
عاقبة : تمامى « اهل كوفه » بجز « برجمى » و « شمونى » بنقل از ابى بكر آن را بنصب و ديگران برفع خواندهاند .
دليل :
« ابو على » گويد آنكه بنصب خوانده آن را خبر « كان » و مقدم بر اسمش قرار داده مثل «
وَ كانَ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ
يارى مؤمنان بر ما لازم است » - كه در اينجا بعد از ( كان ) منصوب واقع شده .
و اسم « كان » در اين صورت يكى از دو چيز است :
الف : ممكن است « السوأى » باشد و تقدير « ثم كان السوأى عاقبة الذين اسائوا » خواهد بود و جمله « ان كذبوا » مفعول له « كان » مىباشد . و ممكن نيست كه متعلق به اسائوا بدانيم زيرا بين صله و موصولش باسم كان فاصله مىشود .
ب : ممكن است كه جمله ان كذبوا اسم كان بوده و تقدير « ثم كان التكذيب عاقبة الذين اسائوا باشد و اسائوا مصدر فعل قبل خواهد بود . زيرا وزن فعلى يكى از بناهاى مصدر بشمار آمده و نظير « رجعى ، شورى ، بشرى » است و گذشته از اين در اصطلاح عرب در معنى مصدرى استعمال شده مانند شعر « ابو عمرو » كه ميگويد :
انى جزوا عامراً سوءاً بفعلهم * ام كيف يجزوننى السوأى من الحسن