در قبال تمام خوبيهاى عامر ، چگونه مردم به بدى و رفتار ناجوانمردانه به او پاداش دادند آيا به من بجاى خوبيهايم چه پاداش بدى خواهند داد ؟
كه السوأى در اين بيت مصدر واقع شده است .
و اما كسى كه آن را برفع خوانده ، در اين صورت خبر ( كان ) يكى از دو چيز است :
الف : السوأى ب : ان كذبوا و با اين ترتيب جمله اسائوا در معنى شرك استعمال شده و تقدير « ثم كان عاقبة المسيء التكذيب بآيات اللَّه » مىباشد چون در كفر و شرك خويش چيزى بجز انكار ياد نگرفته - و بهر حقيقتى ميرسند انكارش ميكنند - و بنا بر اين اگر خبر ( كان ) را ان كذبوا بدانيم « السوأى » منصوب است بنا بر مصدرية و يا صفة باشد براى موصوف محذوف .
مقصود :
پس از پايان آيات گذشته اكنون در باره تفكر در خلقت و تدبر در باره خالق آسمانها و زمين و در باره امم گذشته سخن ميفرمايد .
أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ
: آيا ايشان تفكر نميكنند « و با خود نمىانديشند » آن موقعى كه در خلوت ميباشند ، زيرا در آن حال خلوت انسانى بيشتر مسلط بر عقل و درك خويشتن مىباشد . و بعضى گفتهاند كه يعنى چرا تفكر در خلقت خود نمىنمايد - كه انسانى در بهترين نوع خلقت آفريده شده است - و بنا بر اين جمله ( فيعلموا ) در تقدير بوده و در حقيقت «
أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ
فيعلموا » مىباشد .
ما خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ
: نيافريد خداوند آسمان ها و زمين را مگر به حق . « زجاج » گويد : يعنى براى حق تا دليلى باشد براى اثبات صانع و پروردگار جهان و ضمناً اشارهاى به ثواب انسانها .
وَ أَجَلٍ مُسَمًّى
: و براى مدتى معين كه با سر آمدنش هر فردى پاداش اعمال خود را در مىيابد . « جبائى » گويد : يعنى خداوند ، آسمانها و زمين را در زمانهاى معين و