مىشود و در أخبار مستفيضه نيز امر فرمودهاند به مواسات و حسن سلوك با برادر مؤمن به حدّى كه گويا مثل جان خود شخص است .
پس چه مىماند از براى صيغهء اخوّت تا تأسيس شود ؟ علاوه بر اين كه اصل در عامّ و خاصّ مثبتين ، تأكيد است نه تأسيس مگر جواب گوييم كه ثمر وى ( 1 ) ترجيح اين برادر است در جميع امور بر ديگران .
پس اگر حاجت داشته باشد ، حاجت اين را مقدّم ( 2 ) بر حاجت ديگران نمايد . و اگر دعا مىكند ، او را مقدّم بدارد و اهتمام بيشتر نمايد . بلكه در أعمال مندوبه او را شريك نمايد و صيغهء وى همين قدر كافى است كه يكى از آنها بگويد : « آخيتك فى الله » ( 3 ) .
يعنى : برادر شدم با تو در راه خدا .
پس آن ديگرى بگويد : « قبلت الاخوّة فى الله » .
يعنى : قبول كردم برادرى را در راه خدا .
زيرا كه متبادر از اخوّت آن است كه مثل برادر نسبى با او سلوك
شرح
روح مؤمن روح خداوند بودنش أعلى و بالاتر از اين كه روح او از نسيم بهشت بوده باشد . شرح
( 1 ) احتمال ثمر على حده دارد و آن مضاعف بودن ثواب است در مراعات حقوق اخوّت و مضاعف بودن عقاب است در ترك حقوق آن و در صورتى كه إسقاط حقوق نشده با علاوه شفاعت بخصوصه در آخرت و بنا بر اين تقدير مىتوان گفت كه تأسيس است نه تأكيد فتأمّل . شرح
( 2 ) وجوبا اگر اسقاط به عمل نيامده و ندبا اگر اسقاط به عمل آمده . شرح
( 3 ) قوله آخيتك في الله ( آه ، ) حاصل معنى اين است كه برادر شدم يا برادرى كردم با تو كه اعانت يكديگر را بكنيم در امور دينيّه و همچنين در امور دنيويّه من باب المقدّمة للأمور الدّينيّة زيرا كه در امور الدينيّة من حيث أنفسها اخوّت في الله نمىشود .