وارثك و ترثنى » .
يعنى : خون تو خون من است ، يعنى هم چنان كه خون خود را محافظت از دشمن مىكنم ، تو را نيز به همين قسم محافظت مىنمايم . و خونخواهى ( 1 ) تو خونخواهى ( 2 ) من است . يعنى خون تو را چنان طلب مىكنم از كشندگان يا جنايت رساننده بر تو كه گويا خون خود را طلب مىكنم . و جنگ با تو مثل جنگ با من است . و صلح با تو مثل صلح با من است . و تو ارث مرا مىبرى و من ارث تو را .
پس آن ديگرى قبول كند .
و نفرموده است كه اقتصار بر قبلت جايز است اگر چه إطلاق كلام مزبور ، دلالت بر او مىكند و گويا عبارت « ضمنت » ( 3 ) را نفرمودهاند به
شرح
( 1 ) ثار را گويا در اينجا به معنى مصدر گرفته است و يا اسم مصدر كه به معنى خون خدا ترجمه كرده است و لكن ثار در اين جا نظير ثارى است كه در فقرهء زيارت عاشورا يا ثار الله ذكر شده و اين معنى كه در اين جا ذكر شده است راست نمىآيد و در يا ثار الله و ابن ثاره توجيهات متعدّده دارد ( در يا ثار الله و ابن ثاره را توجيهات متعدده دارد خ ل ) تفصيل آنها در اينجا مناسب نيست و در جمله از مؤلَّفات خود بسط و تفصيل او را متعرّض شدهام . شرح
( 2 ) ترجمه لفظ ثار به اين معنى گويا از جهت آنست كه تأسيس شود نه تأكيد زيرا كه لفظ ثار لغة هم به معنى خون آمده و هم به معنى خونخواهى ، چنانچه در قاموس گفته :
الثار الدم و الطلب به ، أثار به كمنع طلب دمه . و على هذا اين معنى خونخواهى در فقره يا ثار الله هم شايد درست بشود فتأمّل . عبد الرّحيم
( 3 ) يعنى ذكر ضمنت به جاى قبلت نشده است يعنى در ايجاب اين صيغه كه ذكر شد ، كلمه و تعقل عنّى اين در جاى و تضمن عنّى است و در مقابل آن براى قبول ضمنت گفتن هم بايد صحيح بوده باشد بلكه در جاى و تعقل عنّى