ارث ببرى از من .
پس ضامن گويد : « قبلت » .
و اگر از دو جانب باشد ، يكى از ايشان بگويد : « عاقدتك على ان تنصرنى و أنصرك و تعقل عنّى ( 1 ) و اعقلك و يرثنى وارثك » .
يعنى : عهد كردم با تو بر اين كه يارى كنى مرا و من يارى كنم تو را و تو متحمّل ديات من بشوى و من متحمّل ديات تو . و تو إرث مرا ببرى و من إرث تو را .
پس آن يكى بگويد : « قبلت » .
و اقتصار بر قبلت در هر صيغه جايز است ( 2 ) نظر به ظهور إجماع اماميّه بر آن . هم چنان كه از جماعتى ظاهر مىشود بلكه بعضى تصريح نيز كرده است . اگر چه أحوط بلكه أظهر عدم اقتصار است در عقود لازمه و از محقّق : شيخ على رحمه الله نقل شده است كه او فرموده كه :
بعضى از أصحاب ، صيغهء وى [ ضمان جريره ] را به اين قسم فرموده است كه يكى از آنها بگويد : « دمك دمى و ثارك ثارى و حربك حربى و سلمك سلمى
شرح
( 1 ) يعنى از جانب من بدهى و ردّ كنى ديات را كه از جهت جنايات بر ذمّه من وارد مىآيد و ديه را عقل و عقله مىگويند و آن در اصل شترهايى هستند كه از بابت ديه دادنى شده باشند و اين رسم را براى آنها گذاشتن جهت ملاحظه اين است كه أنّها كانت تعقل في فناء المقتول يعنى بسته مىشدند در آستانه مقتول و عقلت عقلا بمعنى أعطيت ديته و عقلت عنه أي أدّيت عنه الدّية اللازمة عليه . شرح
( 2 ) يعنى تنها خودش كفايت مىكند و حاجت بر ذكر متعلَّقات آن ندارد كه متعلَّقات از قرينه معلوم است و لكن أحوط در عقود لازمه اين است كه متعلَّقات آن هم ذكر كرده شود و لو به لفظ هكذا او كذلك . شرح