تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
نه « خلع السّن » بلكه « قلع السنّ » مىگويند و چون زوجين را در آيهء شريفهء * ( هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ ) * « 1 » تشبيه به لباس فرموده پس گويا زوجه به سبب فديه دادن از براى استخلاص خود از زوج مىكند لباس زوج ( 1 ) را از بدن ( 2 ) وى و اين معنى در طلاق نيست زيرا كه زن در وى [ آن ] ، عوض به شوهر نمىدهد و در صدق كندن نوعى از شدّت و حرص ضرور [ ى ] است ( 3 ) و اين وجه تسميه را جمع كثيرى از علماء فرموده‌اند و حال اين كه او [ آن ] مقتضى اين است كه خالعه زوجه باشد و حال آن كه اجماعا زوج خالع است . ( 4 ) پس گويا مقصودشان سببيّت زوجه است از براى خلع و مباشرت
شرح
( 1 ) كه خود زن بوده باشد گويا زن خودش را كه لباس مرد است از مرد بيرون مىكند و لا يخفى كه اين معنى ركيك است ، بلكه يا بايد شخص لباس خود را از بدن خود بركند يا لباس ديگرى را از بر او كه آن لباس هم غير خلع كننده باشد نه اين كه لباس مثلا خود را از بر لابس بيرون كند . پس بهتر همان تقريب است كه در حاشيه ذكر نموديم . شرح ( 2 ) اگر اين طورى مىگفت كه مىكند زوج را كه بمنزله لباس است از بر خود بهتر مىبود از اين عبارت كه ذكر كرده است . شرح ( 3 ) يعنى كه با شدّت و حرص كنده شود و اين از جانب زوجه از براى اينست كه از مرد رنجيده است و عوض مىدهد و با زور خود را از دست او نجات مىدهد و [ يا خ ل ] بيرون مىكند يا زوج را از خود دور مىكند و هر كدام باشد با حرص و شدت اين كار را مىكنند و چون مرد هم پول مىگيرد مثلا با شوق آن با شدت و حرص اين طلاق را مىدهد فتأمّل . شرح ( 4 ) گفتيم در حاشيه كه زوجه هم خالع است و لكن وجه ذكر كرديم كه چرا زوجه را خالع نمىگويند . شرح« 1 » سورهء بقره آيهء 187 .