پس در اينجا نيز چنين است و چون كه غالبا با وكالت خوانده مىشود ، لهذا بيان همان مىشود .
پس وكيل زوجه بگويد : « متّعت موكَّلتى زينب موكَّلك أحمد بدرهم إلى شهر » .
يعنى : به زنى منقطع دادم موكَّلهء خود زينب را به موكَّل تو احمد به يك درهم تا به يك ماه .
پس وكيل زوج گويد : « قبلت التّمتيع عن موكَّلى أحمد بدرهم إلى شهر » .
يعنى قبول كردم به زنى منقطع ، موكَّله تو زينب را از براى موكَّل خودم احمد به يك درهم تا يك ماه . و دانسته شد كه بهتر آن است كه بگويد : « قبلت التمتيع عن ( 1 ) موكَّلى أحمد بدرهم إلى شهر » هم چنان كه در نكاح گذشت .
شرح
( 1 ) اعتبار عن بنا بر آن بود كه لام درست نمىآيد با مصدر اصل فعل مذكور در ايجاب بنا بر آن تقرير كه بيان شد ، اگر چه مطلب فاسد است چنانچه گذشت . و بنا بر آن تقرير ، بايد عن گفته شود كه اين عاقد قبول كند اصل فعل فاعل را از جانب قابل اصلى براى او و در وقت حصول صفت بر آن قابل اصلى صفت لازم حاصل خواهد شد كه مناسب لازم باشد كه به او بچسبد و به او اختصاص داشته باشد و اين مطلب هم درست نيست بلكه فعل فاعل را به او اختصاص داشته باشد و اين مطلب هم درست نيست بلكه فعل فاعل را اين شخص نيابة قبول مىكند از براى آن شخص كه قابل اصلى است و وصف او حاصل مىشود بعد از قبول اصل فعل به سبب مطاوعه و قبول آن فعل اصلى از جهت آن قابل اصلى است و بخاطر او است و براى او است و لام هم به معنى براى است پس جاى لام است ، مگر اين كه معنى نيابة يا وكالة تقدير كرده شود يا تضمين بىاعتبار شود تا عن صحيح باشد و با وجود اين باز معنى لام لازم است كه اين نيابة عن جانب او قبول مىكند فعل فاعل را براى او . شرح