نصرانيّه و مجوسيّه باشد . پس متعه كردن دختران و زنان بيوهء اين سه طايفه ، جايز است و امّا عقد دائمى ايشان از براى مرد مسلم ، پس حرام ( 1 ) و باطل است . و غير اينها از كفّار مثل غلات و خوارج و نواصب ( 2 ) و مجسّمه و ملاحده و دهريّه و مانند اينها ، پس هم با متعه و هم با دوام ، هر دو بر مسلمين حرام است . و لكن زن اماميّه به غير مرد اماميّه ، نه متعه اش حلال است و نه عقد دائمى .
بدان كه اركان متعه چهار است : زوج و زوجه و صداق ( 3 ) اگر چه يك كف گندم باشد . هم چنان كه از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت شده و مدّت اگر چه يك ساعت باشد .
و تعيين اينها بايد قبل از عقد به قسمى كه در نكاح گذشت ، بشود . ( 4 ) پس زوجه بگويد : « متّعتك نفسى بدرهم إلى شهر » .
يعنى : به زنى منقطع دادم به تو نفس خود را به يك درهم تا به يك ماه .
و در قواعد علَّامه باء را داخل صداق كرده و اين بهتر از على است زيرا كه صداق در اينجا عوض است و در نكاح دائم عوض نبود . ( 5 )
شرح
( 1 ) اين در ابتدائى است و اما در استدامتى جايز است مطلقا . شرح
( 2 ) اگر چه اينها از فرق مسلمين هم معدود بوده باشند . شرح
( 3 ) و ركن چهارم مدّت است و مصنّف در ساير جايها عقد را هم ركن شمرده و لكن اشكال گذشت در خصوص اين كلام . شرح
( 4 ) اگر چه در نكاح مدّت ندارد . شرح
( 5 ) اين كلام اشكال دارد بلكه از صورت ذكر صداق لا محاله صداق عوض مىشود ، چنانچه شرط در صورت ذكر هم داخل عوض مىشود و عوض را هم با لفظ على استعمال مىتوان كرد به ملاحظه اين كه حصول اين عقد بالاى آن عوض مىشود و مبتنى بر او است چنانچه در مصالحه هم همين طور واقع شده ، بلكه اختلاف على و