تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
پس زوج بگويد : « قبلت التّمتيع لنفسي بدرهم إلى شهر » . يعنى : قبول كردم به زنى منقطع تو را به يك درهم تا به يك ماه . و « قبلت المتعة » نيز جايز است بلكه اولى است زيرا كه متعه اسم مصدر است به معنى بهره بردن و او [ آن ] انسب است به تعلَّق لنفسي به قبلت . بلكه دانسته شد در نكاح كه تعلَّق مدخول لام به قبلت . بلكه دانسته شد در نكاح كه تعلَّق مدخول لام به قبلت اگر نكاح به معنى انكاح باشد ، مشكل است . ( 1 )
شرح
باء بحسب موارد از جهت اختلاف معانى ألفاظ عقود است و چون نكاح دائمى بالاى صداق واقع مىشود ، به مناسبت معنى نكاح با اين ابتناء و تمتيع هم در معنى نكاح است و فرق ندارد در صورت ذكر عوض إلَّا با ذكر مدّت و عدم ذكر آن . پس اصل در استعمال او لفظ على مىشود و ذكر باء اشكال دارد فتأمّل . شرح ( 1 ) اين اشكال با لحاظ اينست كه انكاح فعل غير است و او را انسان از براى خود قبول نمىتواند بكند كه او را صفت خود كند ، پس بايد نكاح مجرّد باشد كه قبول و مطاوعه انكاح است و شخص اين وصف لازم را از براى خود قبول نمايد و صفت خود كند . لكن سابقا گفتيم كه اين كلام درست نيست از براى اين كه انسان در مطاوعه ، فعل غير را قبول مىكند نه فعل نفس خود را و بعد از قبول ، مطاوعه حاصل خواهد شد . پس منافات ندارد كه قابل در عقد نكاح انكاح را قبول كند تا نكاح لازم از براى او به عمل آيد و اگر بنا بر گفتهء مصنّف باشد بايد در زوّجت هم قبلت الزواج گفته شود نه قبلت التزويج و حال اين كه اين طور البتّه بايد درست نشود چنانچه قبلت التّزوج هم صحيح نيست ، زيرا كه قبول كردن انسان فعل خود را بحسب ظاهر درست نيست مثلا نمىگويند در جاى ذهب زيد كه زيد ذهاب را قبول كرد و در جاى انكسر مىگويند كه كسر را قبول كرد پس بنا بر اين قبلت التمتّع هم بايد صحيح نباشد بلكه بايد قبلت التمتيع گفته شود چنانچه مصنّف لفظ تمتيع را ذكر كرده در جاى تمتّع در مقام قبول . شرح