تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
و در قرآن است * ( وَزَوَّجْناهُمْ بِحُورٍ عِينٍ ) * « 1 » و لكن در مجمع البحرين است كه : « زوّجت فلانا امرأة » ، يتعدّى بنفسه إلى اثنين ( 1 ) ، فتزوّجها لأنّه بمعنى أنكحته امرأة فنكحها » .
شرح
اصطلاحى در دنيا به طورى و در آخرت بطور ديگر است . پس لفظ باء نيز از براى تعديه نمىشود و بلكه از جهت معنى قرناهم مجازا يا تضمينا و زيادة لفظ باء خصوصا در مفعول ثانى مسموع نشده اگر چه اخفش در اينجا بخصوصه قائل شده چنانچه خواهد آمد . و ممكن است كه باء را به معنى فى گرفت و معنى ظرفيت اراده كرد نه تعديه فتأمّل . شرح ( 1 ) قوله يتعدّى بنفسه إلى اثنين : اين شاهد مطلب سابقى ما است كه اين بالذّات متعدّى بنفسه است بسوى دو مفعول و ظاهر اين كلام هم اينست كه حاجت تعديه به حرف ندارد اصلا و اين را در مقام تعليل بمعنى أنكحت امرأة كردن مىفهماند كه أنكحت هم به همين قرار است و لكن لفظ فنكحها را كه از براى مطاوعه گرفته صحيح نيست ، بلكه نكحها بمعنى عقدها است و لكن چون ديگرى باعث شده است كه اين عقد را كرده پس معنى مطاوعه از خارج با قرينه فهميده مىشود نه از لفظ نكحها و قول اخفش به زيادتى باء ضعيف است چنانچه اشاره شد و قوله يونس شاهد ضعف او است و دليل است بر اين كه باء در و زوّجناهم بحور عين از براى تعديه تزويج اصطلاحى نيست چنانچه زايد هم نيست ، زيرا كه مثل اين كلام مسموع نشده يعنى نسبت بمعنى اصطلاحى خواه باء زايده شمرده شود و خواه از براى تعديه و قول فرّاء كه زوّجته منها را لا وجه له شمرده است صحيح است زيرا كه تعديه در اينجا ندارد با من ، از جهت بودن فعل متعدّى بنفس و من زايده ممكن است و لكن در سر مفعول اوّل كه مرد باشد ، نه در سر مفعول ثانى كه زن بوده باشد پس استثناء فرّاء كه زياده در كلام مثبت را فرض كرده درست نيست زيرا كه صحّت زيادتى بنا بر مفعول اوّل مىشود نه مفعول دويّم علاوه بر اين اعتبار زيادتى من در كلام موجب يعنى مثبت در« 1 » سوره دخان آيه 55 .
صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 190 | ملا علي القزويني الزنجاني / محمد على قراچه داغى تبريزى