تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
مىشود ، هم چنان كه تزوّج ، مطاوعه زوّجت مىشود . پس ممكن است كه از اين جهت ، « قبلت النّكاح » در قبول أنكحت ، متداول شده است ( 1 ) نه « قبلت الانكاح » ، هم چنان كه در آنجا نيز اشاره شد . و امّا تعديه به لام را در كلام اهل لسان نيافتيم ( 2 ) . و ساير وجوه را به همان قسم كه در لفظ نكاح گذشت ، مراعات نمايند احتياطا . و اگر صيغه را فضولا بخوانند ، مادامى كه به زوجين نگويند كه صيغه خوانده شد به فلان صداق و ايشان امضا ننمايند ، تصرّف كردن ايشان در يكديگر حرام است . و از اين امر نيز ، بسيار غفلت مىشود . و اگر يكى از ايشان به محض شنيدن به جهت كمى صداق يا زيادتى آن و مانند اينها ، بگويد : راضى نيستم به اين عقد فضولى ، باطل مىشود . پس اگر بعد از آن راضى شود ، بايد تجديد صيغه شود ، و از اين نيز ،
شرح
( 1 ) اين كلام ضعيف است زيرا كه سابقا بيان كرديم كه قبول بايد براى فعل فاعل باشد نه فعل مفعول و بعد از قبول آن مطاوعه حاصل خواهد شد نه اين كه اول لفظ دالّ بر مطاوعه فرض شود بعد از آن قبول به آن علاقه بگيرد كه اين در معنى صحيح نيست چنانچه واضح است . و در تزويج قبلت التزويج مىگويند نه قبلت التزوّج پس نكاح هم به معنى انكاح است مثل أنبت الله نباتا حسنا اى إنباتا حسنا و ممكن است كه اين از جهت آن بوده باشد كه نكح به معنى عقد آمده است و اصل در عقد طرف ايجاب است پس نكاح بمعنى انكاح گرفته شده و متداول گرديده است فتأمّل . شرح ( 2 ) بدان كه سابقا بيان كرديم كه تصريح نموده‌اند كه من و لام زايد براى تأكيد بر مفعول اوّل باب أعطيت مىآورند ، پس اين از روى قياس مىشود مثل زيادتى باء در خبر ليس و حاجت به سماع ندارد . شرح