تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
و عن الأخفش : « يجوز زيادة الباء فتقول : « زوّجته بامرأة فتزوّج بها » . و عن يونس : « ليس من كلام العرب تزوّجت بامرأة » . و عن الفرّاء : « قول الفقهاء : زوجته منها ، لا وجه له الَّا على قول من يرى زيادتها فى الواجب او يجعل الأصل زوّجته بها ثم ابدل على مذهب من يرى ذلك » . و زوّجناهم بحور عين را به معنى قرنّاهم در صحاح و قاموس و مجمع البحرين گرفته ، نه به معنى به زنى دادن . و در اخير گفته كه : نيست در جنّت تزويجى مثل تزويج دنيا ، پس منافى كلام فرّاء ( 1 ) نمىشود . و نيز از اين كلام ظاهر ( 2 ) مىشود كه در صيغهء زوّجت ، به معنى أنكحت است . هم چنان كه [ همچنين ] ظاهر مىشود كه نكح مطاوعهء أنكحت ( 3 )
شرح
صورت زيادتى در سر فاعل است نه در سر مفعول و فرض اصل زوّجته منها كه زوّجته بها بوده و تبديل شده باشد هم درست نيست ، زيرا كه بيان كرديم كه اصل آوردن باء تعديه يا زياده در اينجا درست نيست خصوصا كه تبديل هستند بقول ضعيفى است كه مطلق حروف جر را بعضى در جاى بعضى استعمال مىتوان كرد چنانچه اين قول از سيبويه و غير آن مذكور است . شرح ( 1 ) ظاهر اين است كه در جاى فرّاء يونس گفته شود زيرا كه يونس گفته ليس من كلام العرب تزوّجت بامرأة ( بإمرة خ ل ) و قوله تعالى * ( وَزَوَّجْناهُمْ بِحُورٍ عِينٍ ) * منافى كلام او بود پس بعد از آن كه زوّجناهم در آيه تأويل به قرناهم شد از جهت اين كه در بهشت تزويج معهود دنيوى ندارد ، پس آيه منافى كلام يونس نمىشود از جهت اين كه انكار يونس نسبت به معنى اصطلاحى تزويج بود نه معنى قرين كردن . شرح ( 2 ) يعنى از كلمات سابقه مثل قول مجمع البحرين كه : لأنه بمعنى أنكحته امرأة فنكحها . شرح [ خ ل ] ( 3 ) معنى مطاوعه اينجا مردود است چنانچه گذشت ، بلكه اين معنى از خارج فهميده مىشود نه از لفظ نكاح . شرح