تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
شرح
است و مراد از اصل ريشه است و اين شامل است به ريشه مزروعات هم كه به زمين فرو رفته و روييده باشد و مراد از ثبوت اين است كه به سال ديگر هم بماند و برويد و بار آورد چنانچه شبدر و يونجه همچنين است بخلاف گندم و جو مثلا و شجر هم چيزى است كه او را ساق داشته باشد و نجم با ساق را گويند مثل يونجه و زراعت گندم و جو و منه قوله تعالى * ( وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ يَسْجُدانِ ) * ( سوره الرحمن آيه 6 ) پس همه روييده شده ها در زمين داخل در اصول است و با لفظ اصول مغارسه خارج مىشود كه آن معامله بر كاشتن درختها كه اصول شوند و ريشه بندند و با قيد ثابته خارج مىشود مثل روييده گندم و جو و با قيد اشجار خارج مىشود مثل شبدر و يونجه و با قيد مثمره خارج مىشود مثل صنوبر و مثل درخت ميوه كه هنوز كوچك هستند و به مقام بار آوردن نرسيده‌اند زيرا كه ممكن است مثمره به چند معنى اطلاق شود يكى مثمره بمعنى اين كه جنس اين شجر ثمر مىدهد و اين صدق مىكند به درخت امرودى كه خشك شده از پيرى يا صدمهء ديگر دوّم مثمره كه قوّه ثمر دادن بالفعل دارد به قوّه بعيده مثل درخت امرود كه تازه كاشته‌اند و بعد از چند سال امرود خواهد داد و سيّم مثمره كه قوه ثمر دادن بالفعل دارد با قوّه قريبه مثل درخت امرود بزرگ كه هر سال امرود مىدهد و لكن هنوز زمستان است يا اوّل بهار است چهارم مثمره كه حالا ثمر را بيرون مىآورد كم كم مثل اين كه امرود تازه از غلاف بيرون آمده باشد پنجم مثمره كه حالا صاحب ثمر كامل است مثل اين كه امرود دارد بالفعل و مراد در اينجا معنى سيّم است . زيرا كه اين معامله را مىكند كه امسال از او متوجّه باشد و حصّه از حاصلش بردارد و مىشود كه معنى چهارم را هم شامل باشد و اين هم به مدّت يك سال صحيح مىشود و ممكن است معنى دوّم را هم شامل باشد مثل اين كه مالك مثلا درختهاى كوچك را كاشته و ريشه بسته و با عامل اين معامله را مىكند كه متوجّه باشد و اشجار بار آورد و هم خمس حاصل آنها را ببرد و در اين صورت بايد مدّت آن قدر بشود كه در اواخر آن درختها ميوه آورد خواه كلَّى خواه جزئى و اين