تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
جايز است زيرا كه او نيز موضوع است از براى اضافه به عين و امّا « اجرتك » از فعل مجرّد پس اظهر جواز او [ آن ] است ( 1 ) هم چنان كه در قرآن * ( أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمانِيَ حِجَجٍ ) * سوره قصص آيه 27 » دلالت بر آن دارد و در صحاح نيز گفته است « اجرت الرّجل فهو يأجرنى اى يصير أجيرى » . دهم از عقود لازمه مزارعه ( 2 ) است . و آن معامله‌اى است بر زمين به زراعت كردن به حصّهء معيّنه از نماء آن زمين .
شرح
( 1 ) قوله اظهر جواز اوست آه : لا يخفى كه ظاهر كلام جواز او است در جاى آجرتك و اكريتك ، مثل اين كه گفته شود آجرتك هذه الدار و اين درست نيست . بلى اگر شخصى كه خواهد خود را به ديگرى اجير بدهد هم چنان كه مىگويد اجرتك نفسى از مزيد معقول است كه بگويد آجرتك از مجرّد اى صرت اجيرك و ديگرى هم بگويد قبلت و لكن اين هم جهت عدم استعمال او و وجود شك در حصول انتقال با او ، اشكال دارد فتأمل . شرح ( 2 ) بدان كه مزارعه مفاعله است از براى مشاركه بين الاثنين و زراعت كردن از عامل است تنها و از صاحب زمين زراعتى حاصل نيست پس گفته‌اند كه چون صاحب زمين سبب اين زراعت مىشود ، لهذا او هم مجازا زارع شمرده شده و لكن نكته لازم است كه فهميده [ شود ] و آن اين است كه مفاعله زراعت بمجرّد حصول زراعت از عامل و مالك حاصل نمىشود ، بايد از او به اين و از اين به او حاصل شود ، يعنى از او صادر شود به اين علاقه بگيرد و بالعكس و اين معنى بدين طور ملحوظ مىشود كه : عامل زراعتى را كه مىكند او را ، كانّه براى مالك مىكند ، كه مالك حصّه خواهد برد . كه گويا زارع همين حصّه را زراعت مىكند جهت آن . و مالك كه باعث اين معامله شده كانّه زراعت مىكند براى عامل كه عامل حصّه خواهد برد . و گويا مالك آن حصّه را زراعت مىكند براى عامل . پس اين براى او مىكند
صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 117 | ملا علي القزويني الزنجاني / محمد على قراچه داغى تبريزى