مىشوند واجب است عوارض ذاتى موضوع علم را ثابت كنند .
186 . نيز روشن مىشود كه تمايز علوم به تمايز موضوعات است ؛ يعنى نسبت بين علوم با نسبت بين موضوعات آنها سنجيده مىشود ؛ و علم هرگاه اعم باشد « كلى » و « عالى » و « اشرف » و هرگاه اخص باشد « جزئى » « سافل » و « اخسّ » ناميده مىشود . 67
187 . نيز روشن مىشود كه لازم است علوم به علم اعمّى منتهى شوند كه از اعم اشياء بحث مىكند ، و آن علم الهى است كه از احوال موجود از آنجهت كه موجود است بحث مىكند ، و علوم ديگر تحت اين علم واقع مىشوند .
188 . نيز روشن مىشود كه در تمام علوم جزئى در حقيقت براهين شرطى اقامه مىشود ، زيرا در اين براهين وجود مبادى و صدق آنها فرض مىشود . 68
189 . سپس مىگوييم : از آنجا كه هرمسألهء علمى لازم نيست ضرورى باشد ، و همينطور ممكن نيست كه هرمسألهء نظرى توسط قضيهاى كه در خود علم است تبيين شود ، بلكه چهبسا توسط قضيهء ديگرى كه موضوع آن خارج از موضوع علم است بيان شود ، و موضوع آن قضيه يا اعم از موضوع علم است و يا مساوى با موضوع علم است ، و سخن دربارهء حدّ نيز به همين منوال است ، پس بعضى از علوم به تصورات و تصديقات خارج از خود نياز دارند كه مبادى تصورى و مبادى تصديقى ناميده مىشوند .
برهان ( فارسى ) — صفحة 149
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٤٩