يا اينكه قياس استثنايى از منفصله و حمليه تأليف مىيابد ، كه در اين صورت چون قضيهء منفصله به قضيه متصله منحل مىگردد حكم آن روشن است ؛ يعنى هرگاه براى انتاج رفع ، وضع استثناء شود ، واجب است كه وضع ، علت باشد و رفع ، نقيض معلول ، يا وضع نقيض باشد و رفع ، معلول . و هرگاه براى انتاج وضع ، رفع استثناء گردد ، در اين صورت اگر رفع ، علت باشد وضع ، نقيض معلول خواهد بود و اگر رفع ، نقيض علت باشد وضع ، معلول خواهد بود .
170 . مثال از منفصلهء حقيقيه : يا علت موجود است ، يا معلول معدوم است ، لكن علت موجود است پس معلول موجود است ، و لكن علت موجود نيست پس معلول معدوم است . يا مثال ديگر : يا معلول موجود است يا علت معدوم است ، لكن علت معدوم است ، پس معلول موجود نيست ؛ و لكن علت موجود است ، پس معلول موجود است .
171 . از تمام اين بيانات روشن مىشود كه ، برهان لمّ ، همانطور كه در اقترانى حملى و شرطى واقع مىشود ، در [ قياس ] استثنايى نيز واقع مىشود .
172 . برهان انّ نيز ، چنانكه در قياس اقترانى واقع مىشود ، در قياس استثنايى نيز واقع مىشود ، بلكه در استثنايى ، دليل ، موجب يقين است ، امّا در اقترانى چنين نيست . مثال : هرگاه معلول موجود باشد ، پس علت آن موجود است ، لكن معلول موجود است . و جهت اين استدلال ظاهر است . تمام شد مقالهء دوم . 64
برهان ( فارسى ) — صفحة 130
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٣٠