143 . و از اينجا تميز بين « اوّلى » و « غير اوّلى » ممكن مىگردد ، همانطور كه معلم اوّل نيز چنين گفته است : « هرگاه حكم با معانى مختلفى مقارن باشد ، و ارتفاع جميع معانى مگر يكى از آنها فرض شود ، سپس اين معناى واحد تبديل شود و آنچه با ثبوت آن حكم ثابت و با ارتفاع آن حكم مرتفع گردد ، آن « اوّلى » است ؛ مانند تساوى زواياى سهگانهء مثلث با دو قائمه ، كه ذاتى مطلق مثلث است و به واسطهء مطلق مثلث بر مثلث متساوى الساقين ثابت مىشود . و مانند ثبوت حكم كلّى بر جزئيات تحت كلّى ، [ كه به واسطهء ثبوت آن بر كلّى انجام مىپذيرد ] » . 44
144 . همانطور كه بيان كردهاند مىگوييم : از آنجا كه چنان است كه گفتيم ، و حمل اعم بر شىء قبل از حمل اخص بر آن است ، بنابراين برهانى كه حدّ اوسط آن خودبهخود از حدّ اصغر آن اعم باشد ، ابتدا برهان بر مطلوب اوّلا اعم از نتيجه و ثانيا برهان بر نتيجه خواهد بود ؛ مانند برهان تساوى زواياى داخلى مثلث با دو قائمه ، كه ابتدا برهان مطلق مثلث است و سپس برهان مثلث متساوى الساقين است ، مگر آنكه حدّ اوسط و حدّ اكبر با آنچه مساوى حدّ اصغر است مقيّد گردد .
145 . [ سپس مىگوييم : از آنجا كه اخذ معروض عرض [ ذاتى ] در حدّ آن واجب است - و اين اصل را فعلا بهعنوان مصادره مىپذيريم تا در آخر فصل مقالهء چهارم اثبات شود - و همانطور كه گذشت عارض حقيقى بر امر مساوى خود عارض است ، و حمل گاهى حمل مستقيم
برهان ( فارسى ) — صفحة 108
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٠٨