تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جبر و اختيار (فارسى) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
بنابر مذهب حق ، آنچه طلب مىشود مى بايست به حسن فاعلى نيكو باشد و اين در فعل غير ارادى محقق نمى شود . « 1 » اشكال : معتبر دانستن حسن فاعلى در اتصاف فعل به وجوب از مواردى است كه دليل ندارد . زيرا وجوب تابع ملاك است . اگر ملاك در فعل باشد هر چند آن فعل متصف به حسن فاعلى نباشد وجوب متعلق به آن فعل است . بلكه ممكن است ادعا كنيم كه بر عدم اعتبار حسن فاعلى اتفاق نظر است . زيرا آنان در امور توصلى گفته اند كه فعل به عنوان مصداقى براى واجب واقع مىشود هر چند اين فعل به قصد تقرب به خداوند انجام نشود بلكه به انگيزه هاى نفسانى صورت پذيرد . و مخفى نيست كه فعل صادر از غير انگيزه قربى [ به جهت تقرب به خداوند ] متصف به حسن فاعلى نمى باشد . سوم : آنچه برخى محققان بيان داشته اند كه برانگيختن و برانگيخته شدن دو امر متضايفند و دو امر متضايف در قوه و فعليت يكسانند پس اگر انبعاث ( برانگيخته شدن ) ممكن نباشد و انسان بر آن توانا نباشد ، برانگيختن نيز ممكن نيست . اشكال : در جاى خود در بيان حقيقت امر ثابت شد كه امر ، جز ابراز اينكه ماده متعلق به شوق مولاست نمى باشد . چهارم : ابراز شوق از سوى مولا به فعل مى بايست به سبب انگيزه اى باشد و الا لغو است و صادر شدن امر لغو از سوى حكيم محال است و فايده اين سخن اين است كه انسان فعل را انجام مىدهد و
هامش
( 1 ) - اجود التقريرات ج 1 ، ص 101 ، امر اول