يعنى هيئت و شكل اسم فاعل - براى افاده قيام مبدأ به ذات به صورت قيام وصفى وضع شده است به همين دليل نائم [ انسان خواب ] بر كسى كه خواب را در ديگرى ايجاد كرد اطلاق نمى شود بلكه بر كسى اطلاق مىشود كه به خواب متصف شده است . و چون آشكار است كه خداوند به كلام لفظى متصف نمى شود زيرا اتصاف قديم به حادث محال است ، پس مى بايست قائل به كلام قديم شويم كه همان كلام نفسى است .
اشكال : اولا : مبدأ در صيغه متكلم ، كلام نيست ، كلام كيفيتى است كه بر صوت حاصل از موج برداشتن هوا عارض مىشود و به هوا قائم است نه متكلم ، بلكه مبدأ در صيغه متكلم ، متكلم است و معناى تكلم ايجاد كلام است پس اطلاق آن بر خدا و غير او به يك معناست .
ثانيا : اينكه گفته شد هيئت اسم فاعل براى افاده قيام مبدأ به ذات وضع شده اما خصوصيت اينكه قيام ، قيام حلولى ، ايجادى يا غير آن باشد با اختلاف موارد تغيير مىكند و تحت ضابطه كلى قرار نمى گيرد . انسان خواب [ نائم ] بر ايجاد كننده خواب اطلاق نمى شود ولى ضرر رساننده و سود بخش بر ايجاد كننده اين دو مبدأ ( سود و ضرر ) اطلاق مىشود بنابراين صدق متكلم بر ايجاد كننده كلام مانعى ندارد .
استدلال ششم : در صحت اوامر امتحانى و تحقق يافتن آن در هنگام عدم تعلق اراده حقيقى به متعلقاتش بحثى نيست . آن اوامر بر معنايى قائم در نفس دلالت مىكند كه آن معنا اراده نيست ، زيرا بالوجدان منتفى است و صفات معروف ديگر چون علم و اميد و
جبر و اختيار (فارسى) — صفحة 139
مساهمون: السيد محمد صادق الروحاني
ص١٣٩