تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 795

مساهمون:

ص٧٩٥
و اين هم پيامبر شما محمد صلّى اللّه عليه و إله و راه و رسم زندگى اوست . آنگاه با بالاترين فريادش بانگ برآورد ؛ اى گروه انصار ، آيا به خاطر اسلام - آوردنتان بر من منت مىگذاريد بلكه اگر [ در اسلام آوردنتان ] راست مىگوييد براى خداوند فرستادهء او بر شما منت است درحالىكه من همان ابو الحسن‌ام كه در انديشه و تجربه پيشتازم و از منبر فرود آمد و در جانبى از مسجد نشست ، و به دنبال طلحه و زبير فرستاد و آن دو را درخواست كرد وقتى آمدند به آن دو فرمود : آيا به نزد من نيامديد و با حالت فرمانبردار و بدون اجبار با من بيعت نكرديد ، پس چرا انكار مىكنيد . آيا از من ستمى در حكمى يا اختصاص دادنى در غنيمتى ديده‌ايد ؟ عرض كردند : نخير ، حضرت عليه السّلام فرمود : يا در كارى از كارهاى مسلمانان مرا فرا خوانديد كه در آن كوتاهى كردم ؟ گفتند : پناه بر خدا . حضرت عليه السّلام فرمود : پس از كدام كار من ناراضى هستيد كه سر ناسازگارى با من گرفتيد ؟ گفتند : به خاطر تفاوت تقسيم تو با تقسيم عمر بن خطاب و كاستن نصيب ما از غنيمت ، تو بهرهء مسلمانى ما را در آنچه كه خداوند بخاطر شمشير [ زدن ] هايمان به ما ارزانى داشت و آنچه كه غنيمت ما بود همانند غير ما قرار دادى و ميان ما و آنان يكسان‌سازى كردى ! ! سپس امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : خدا بزرگتر است ، پروردگارا تو را گواه مىگيرم و كسانى را كه بر اين دو شاهدند گواه مىگيرم اما آنچه كه دربارهء انحصار قدرت بيان كرديد پس به خدا سوگند در زمامدارى هيچ اشتياقى برايم نبود و هيچ علاقه‌اى به آن نداشتم ، ولى شما مرا به سوى آن فراخوانديد ، و من را بر آن وادار كرديد ، و من رويگردانى از شما را ناخوش داشتم وقتى زمامدارى به من سپرده شد به كتاب خدا و آنچه در آن نهاده و ما را به حكم كردن براساس آن فرمان داده نظر افكندم و به آن شيوه كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله تقسيم كرده ، اقتدا نمودم بنابراين به راى و همراهى شما و ديگران نيازى نداشتم و مسأله‌اى هم پيش نيامده كه [ حكمش را ] ندانم تا با نظرخواهى از شما بر آن چيره گردم و اگر چنين وضعى پيش آمده بود و [ حكم آن ] در كتاب خدا و سنت پيامبر ما صلّى اللّه عليه و إله نبود از شما و جز شما رو بر نمىتافتم ، اما در آنچه كه [ حكمش در كتاب و سنت ] باشد نيازى به هيچ كس نيست اما در باب اينكه چرا در تقسيم ، مساوات مىكنم اين هم چيزى است كه من در آن حكمى نكردم و ما و شما آن را در آنچه كه محمد صلّى اللّه عليه و إله از كتاب خدا بيان داشته يافتيم پس به نظر شما نيازى نداشتم كه حكم آن را كتاب خداوند مقرر فرموده بود