كتابى كه « در حال و آيندهء آن ، باطل راه ندارد ، فرو فرستادهء فرزانهاى ستوده است » [ فصلت ( 41 ) : آيهء 42 ] و اما گفتار شما كه در اين تقسيم ما را همانند كسى قرار دادى كه با شمشيرهايمان بر او كوفتيم و حال آنكه خداوند آن را بر ما ارزانى داشت ، پس در گذشته مردانى بر مردان ديگر پيشى گرفتند پس زيانى به ايشان نرسيد و رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله بخاطر پيشى گرفتنشان آنان را اختصاص نداد ، و آنگاه كه با پروردگارشان موافقت كردند اين به آنان زيانى نرساند . به خدا سوگند چيزى براى شما و غير شما نيست مگر همين ، خداوند ما و شما را بر [ تحمّل ] اين مسأله شكيبايى عنايت كند . عبد اللّه بن زبير خواست سخن گويد كه حضرت دستور داد بر [ پس ] گردنش زده و از مسجد بيرون كنند ، سپس خارج شد درحالىكه فرياد مىزد و مىگفت : بيعتش را به او باز پس ده و امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : من شما را از كارى كه در آن وارد شديد خارج نكرده و در كارى كه از آن خارج شديد وارد نمىكنم ، پس آن دو از نزد او برخاستند و گفتند : هان به راستى كه چاره جز پايبندى [ به پيمان ] نداريم . مالك گويد : آنگاه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : خداوند رحمت كند بندهاى را كه حقّى را ببيند و آن را يارى كند يا ستمى مشاهده كند و آن را پس زند و در مقابل كسى كه با حق مخالفت مىكند ياريگر حق باشد .
الأمالي ( فارسى ) — صفحة 797
مساهمون: صادق حسن زاده
ص٧٩٧