تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 753

مساهمون:

ص٧٥٣
و عثمان را سنگ باران كردند تا اينكه از منبر فرود آمد و وارد خانه‌اش شد و پيغامى به معاويه و عبد اللّه بن عامر نوشت : « و اينك ، همانا گستاخان و بيدادگران و تجاوزكاران عراق و مصر و مدينه خانه‌ام را محاصره كرده‌اند و چيزى جز بركنارى يا كشتن من آنان را خشنود نمىكند ، و من پيش از اينكه چيزى از خواسته‌هاى آنان را پيروى كنم ديداركنندهء خدايم [ كنايه از اينكه در هيچ چيز از آنان پيروى نمىكنم ] پس مرا يارى كنيد » . وقتى نوشته او به ابن عامر رسيد به پا خواست و گفت : اى مردم ، همانا امير المؤمنين عثمان بيان داشته كه گروهى از مصريان و عراقيان به حياط [ قصر ] او اتراق كرده‌اند و هرچه آنان را به حقّ فرا مىخواند نمىپذيرند و از من خواسته كه از ميان شما انديشمندان و دينداران و پارسايان را به سوى او روانه كنم ، شايد كه خداوند ستم ستمگران و دشمنى تجاوزگران را از او دور كند . ولى هيچكس براى رهسپار شدن با او موافقت نكرد و او [ از منبر ] فرود آمد . آنگاه از هرسو [ سپاهيان ] آمدند تا اينكه وارد مدينه شدند ، به على عليه السّلام عرض شد : از عثمان آب را دريغ داشته‌اند ، و او به آب رسانان فرمان داده ولى ايشان دستگير و بسته شده‌اند و على عليه السّلام به نزد مردم آمد و بر آنان فرياد كشيد : كنار رويد . . . آنگاه آب رسانان وارد قصر شدند وقتى على عليه السّلام اجتماع مردم و چهره‌هاى آنان را مشاهده كرد ، بر طلحة بن عبد اللّه وارد شد در حالىكه او بر بالش‌ها تكيه داده بود ، و فرمود : همانا اين مرد كشته مىشود پس او را بر كنار كنيد گفت : به راستى به خدا سوگند [ دست بردار نيستم ] ، به جز اينكه فرزندان اميّه خودشان حق را تقديم كنند .

[ 1360 - خطبهء حضرت على عليه السّلام وقتى شنيد كه طلحه و زبير به طرف حضرت براى جنگ مىآيند ]

[ 1517 ] 2 - عبد اللّه بن ابى بكر از امام باقر عليه السّلام و او از عبد الرحمن بن ابى عمره انصارى كه مىگفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله مرا عبد الرحمن خواند خبر داد كه وقتى خبر حركت طلحة و زبير [ براى نبرد ] به على عليه السّلام رسيد ، براى مردم سخنرانى نموده و خدا را ستايش كرده و ثنايش نمود و بر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله درود فرستاد و آنگاه فرمود : و اينك ، به من پيام رسيد كه اين دو مرد حركت كرده و حبس شدهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله [ كنايه از همسر او عايشه ] را پست شمرده و فرزندان آزادشدگان [ فرزندان كسانى كه پس از فتح مكّه پيامبر آنان را بخشيد ] را برانگيخته‌اند