تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 749

مساهمون:

ص٧٤٩
اگر من قابل خوردنم پس تو بهترين خورنده باش و گرنه پس مرا بشناس تا جويده نشوم بدرود . سپس على عليه السّلام به نزد او آمد و او عرض كرد : اى ابا الحسن به نزد آن قوم برو و آنان را به كتاب خدا و سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فراخوان . حضرت فرمود : حتما ، البته به اين شرط كه با من عهد و پيمان الهى ببندى كه هرآنچه من از جانب تو به آنان پيشكش كردم عملى كنى . عثمان گفت : صد البتّه ، آنگاه حضرت او را به پيمان محكمى وادار كرد و به سوى آن قبيله حركت كرد . وقتى به نزديك آنان رفت ، گفتند : بازگرد ، فرمود : نخير . گفتند : بازگرد ، فرمود : نخير ، و هنگامى كه اين را فرمود عده‌اى آمدند تا سينه‌اش را هل دهند كه برخى از آن قبيله به برخى ديگر گفتند : منزّه است خدا ، پسر عموى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله به نزد شما آمده تا كتاب خدا را عرضه بدارد ! از او فرمان ببريد و به او رو آوريد . به حضرت عرض كردند : اين گونه براى ما تعهّد مىكنى ، فرمود : آرى ! آنگاه بزرگان و شخصيتهاى برجسته آنان با حضرت به پيش رفتند تا اينكه بر عثمان وارد شدند و او را نكوهش كردند و عثمان با خواسته‌هاى آنان موافقت كرد ، گفتند : بر اين توافق براى ما نوشتارى بنگار و على بايد آنچه كه در نوشته آمده از طرف تو ضمانت كند ، عثمان گفت : هر آنچه مىخواهيد بنويسيد . و آنان ميان خودشان نوشتند : « به نام خداوند رحمتگر مهربان ، اين نوشته‌اى است كه بندهء خدا امير المؤمنين عثمان بن عفان براى مؤمنان و مسلمانانى نوشت كه بر او خشمگين شدند ، همانا براى شما بر من [ لازم ] است كه به كتاب خدا و سنت پيامبرش صلّى اللّه عليه و إله عمل كنم و اينكه به محروم بخشش گردد ، و هراسان در امان باشد ، و تبعيدى بازگردانده شود و مأمور در سرزمين دشمن بازداشت نشود ، و غنيمت ميان توانگران نچرخد ، و على بن ابى طالب براى مؤمنان و مسلمانان ضامن است كه آنچه در اين نوشتار آمد عثمان برايشان انجام مىدهد ، زبير بن عوام و طلحة بن عبيد اللّه و سعد بن مالك و عبد اللّه بن عمر و ابو ايوب بن زيد گواهى دادند ، و در ذى قعدهء سال بيست و پنج [ هجرى قمرى ] نوشته شد » . آنگاه نوشته را برداشتند و رهسپار شدند ، وقتى در منطقهء ايله اتراق كردند ناگاه سواره‌اى را ديده و او را گرفتند