و فرمود : اى گروه مردمان آگاه باشيد هركه مىخواهد از خوراك پسرم على عليه السّلام بخورد پس راه بيفتيد و خانهء كعبه را هفتبار طواف نماييد و وارد شده و بر پسرم على عليه السّلام سلام كنيد زيرا خداوند او را منزلت بخشيد و به خاطر اين اقدام ابو طالب عيد قربان محترم شمرده شد .
[ 1354 - سخن عثمان با عبد الرحمن ]
[ 1511 ] 2 - عبد اللّه بن ابى بكر بن محمد بن عمرو بن حزم از پدرش و از جدش خبر داد كه : آن گروه هنگامى كه براى شورا [ شورايى كه به دستور عمر براى تعيين جانشين تشكيل شد ] اجتماع كردند ، در آنجا گفتوگو نمودند و عبد الرحمن جداگانه با مردى از آنان درگوشى حرف زد ، آنگاه به على عليه السّلام گفت : به عهد و پيمان خدا پاىبند باش ، كه اگر حكومت را در اختيار گرفتى بر طبق كتاب خدا و سنت پيامبر او و روش ابو بكر و عمر رفتار نمايى ، پس على عليه السّلام فرمود : به عهد و پيمان خداوند پايبندم كه اگر كار شما را در اختيار گرفتم مطابق كتاب خدا و سنت او رفتار نمايم . آنگاه عبد الرحمن همان گفتارى را كه به على عليه السّلام عرض كرده بود به عثمان گفت و عثمان به او پاسخ داد : آرى همينطور است ، و عبد الرحمن اين گفتار را سه بار بر آن دو تكرار كرد و هربار على همان گفتارش را مىفرمود و عثمان پاسخ مىداد ؛ آرى همين طور است و در اين هنگام عبد الرحمن با عثمان بيعت كرد .
[ 1355 - عثمان ريختن خون هرمزان را حلال كرد ]
[ 1512 ] 3 - محمود بن لبيد گويد : مردم در كار عبيد اللّه بن عمر و كشته شدن هرمزان به دست او با عثمان صحبت كردند . پس از آن عثمان بالاى منبر رفت و خدا را ستايش كرده و ثنايش نموده آنگاه گفت : اى مردمان ، شما در مورد كار عبيد اللّه بن عمر و هرمزان بسيار پرسش مىكنيد ، همانا عبيد اللّه او را به اتهام خون پدرش به قتل رسانيد و سزاوارترين مردمان به [ انتقامگيرى ] خون هرمزان خداوند آنگاه خليفه مىباشد ، آگاه باشيد كه من خونش را به عبيد اللّه بخشيدم ، سپس مقداد بن اسود به پا خواست و گفت :