گويا جانهاتان ربوده شد و پيكرهاتان برهنه گرديد و دارايىهاتان تقسيم گشت . و تو - اى صاحب شكوه و قيافه و زيبايى - به سوى جايگاهى پريشان و جايى غبارآلود رو مىنهى و در آرامگاهت بر گونهات مىخوابى . در جايگاهى كه زيارت كنندگانش اندك و كارگرانش دلزده هستند . تا اينكه از قبرها نمودار شده و براى رستاخيز برانگيخته مىشويد ، اگر پايان كارتان به نيكبختى باشد به سوى خوشىها مىرويد درحالىكه پادشاهى مهتر و آرامى بدون ترس هستيد كه پيرامونتان پسرانى مرواريدگونه با پيالهاى از شرابى روان [ و ] درخشان ، لذّت بخش نوشندگان ، [ صافات ( 37 ) : آيات 45 و 46 ] در گردشاند . اهل بهشت آنجا در ناز و نعمت به سر مىبرند و اهل دوزخ آنجا در شكنجه هستند . بهشتيان در پرنيان نازك و ابريشم مىخرامند و دوزخيان در آتش و زبانهء آن بىقرارند ، جمجمههاى فردوسيان از مشك بهشتى انباشته مىشود و جهنّميان با گرزهاى آتشين كوفته مىشوند . بهشتيان در سايبانهاى پرده دار پريان بهشتى را در آغوش مىگيرند و دوزخيان با زنجيرهايى در آتش محاصره مىشوند در دلش هراسى است كه پزشكان را درمانده و دردى با اوست كه درمانپذير نيست . اى كسى كه به كرم خاكى واگذار و به سوى او برده مىشوى از آنچه مىشنوى و مىبينى پند بگير و به ديدهگانت بگو از لذّت خفتن دورى گزين و پىدرپى از اشك لبريز شو ، منزلگاهت قبر خانهء وحشتها و سختىها و پايان كار تو مرگ است .
اى بىشرم ، اى نادان و اى روىگردان ، از پنددهنده و آگاهكننده فرمان ببر ، روز رستاخيز روز عرضه و تقاضا و هديه و تنبيه عبرتآموز است ، روزى است كه كردار آدميان به خودشان بر مىگردد و تمام گناهان در آن روز شمارش مىشوند . روزى كه مردمك ديدگان انسانها ذوب مىشود و حاملهها آنچه در شكم دارند ، فرو مىنهند و ميان هر انسان با همدمش جدايى مىافتد و در آن وحشتزدگى عقل انسان خردمند سرگردان مىشود . آنگاه كه زمين پس از آبادانيش رو به ويرانى نهد و پس از آراستگى شكوفههايش تبديل به آفريدگان شود و از معدنهاى پنهان سنگينىهايش را بيرون ريزد ،
الأمالي ( فارسى ) — صفحة 605
مساهمون: صادق حسن زاده
ص٦٠٥