بزرگداشت و فضيلتى از كافران اهل كتاب او را انكار كردند و با ايشان به ستيزه برخاستند ، فرمود : « بگو بياييد فرزندان و زنان و خودمان را به مباهله بخوانيم و نفرين خدا را بر دروغگويان قرار دهيم » [ آل عمران ( 2 ) : آيهء 61 ] آنگاه رسول خدا با خودش پدرم را ، از پسران ، من و برادرم را و از زنان ، مادرم فاطمه را از ميان همهء مردم برگزيد . پس ما خانوادهء او و گوشت و خون و جان اوييم . ما از اوييم و او از ما است و خداوند فرازمند فرمود : « همانا خداوند مىخواهد كه پليدى را از شما خاندان بر طرف كند و به راستى پاكيزهتان كند » [ احزاب ( 33 ) : آيهء 33 ] كه چون اين آيه نازل شد رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله من و برادرم و مادر و پدرم را گرد آورد ، آنگاه ما و خودش را در عبايى خيبرى از آن امّ سلمه پوشاند - و اين در روز نوبت او و در اتاق او رخ داد - و فرمود : خدايا اينان اهل خانهء منند ، اينان خانواده و خاندان منند . پس پليدى را از ايشان بردار و به راستى پاكيزهءشان كن . در اين هنگام امّ سلمه عرض كرد : اى رسول خدا من هم با ايشان داخل شوم ؟ حضرت به او فرمودند : خدا تو را بيامرزد ، تو بر نيكى و به سوى نيكى هستى . آنچه كه مرا از تو خشنود كرده است . ولى اين ويژهء من و ايشان است .
و پس از آن رسول خدا در بقيهء عمرش تا هنگامى كه وفات كرد هر روز هنگام سپيدهء آفتاب به نزدمان مىآمد و مىفرمود : « به نماز بشتابيد تا خداوند شما را بيامرزد كه « همانا خداوند مىخواهد پليدى را از شما خاندان بر طرف كند و به راستى پاكيزهءتان كند » [ احزاب ( 33 ) :
آيهء 33 ] و رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله به بستن درهاى باز شده به مسجدش فرمان داد به جز در ما . و چون در اينباره به ايشان اعتراض كردند ، فرمودند : « من از جانب خودم در شما را نبستم و در على را گشاده نگذاشتم بلكه از آنچه به من وحى شد پيروى كردم . همانا خداوند مرا به بستن درها و بازگذاشتن در او فرمان داد » . و پس از آن جز رسول خدا و پدرم على بن ابى طالب عليه السّلام هيچ كس در آن مسجد جنب نشد
الأمالي ( فارسى ) — صفحة 403
مساهمون: صادق حسن زاده
ص٤٠٣