تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 699

مساهمون:

ص٦٩٩
هنگامى كه او در نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بود حسين عليه السّلام بر حضرت وارد شد پس پيامبر او را بوسيد و در دامنش نشاند . پس فرشته به پيامبر عرضه داشت : آيا دوستش دارى ؟ پيامبر فرمود : بله بسيار . چرا كه او فرزند من است . فرشته گفت : همانا امت تو او را خواهد كشت . فرمود : امت من او را خواهند كشت ؟ عرضه داشت : بله ، اگر بخواهى خاكى را كه در آن كشته مىشود به تو نشان مىدهم . فرمود : بله . پس خاكى سرخ‌گون و خوشبو به پيامبر نشان داد و عرضه داشت : هنگامى كه اين خاك به خونى تازه تبديل شود آن نشانه كشته شدن اين فرزندت مىباشد . سالم بن ابى جعد مىگويد : آگاه شدم كه آن فرشته ميكائيل بود .

[ 585 - امّ سلمه خبر به قتل رسيدن امام حسين عليه السّلام را داد ]

[ 640 ] 87 - عبد اللّه بن عبّاس مىگويد : هنگامى كه در خانه‌ام خوابيده بودم ناگهان فريادى بلند و عظيم از خانه ، امّ سلمه همسر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله شنيدم . از خانه خارج شدم درحالى كه حسّى مرا به سوى منزل او مىكشاند و اهل مدينه از مرد و زن به سوى او آمده بودند . پس هنگامى كه به او رسيدم گفتم : اى ام المؤمنين ! تو را چه شده است كه فرياد ميزنى و يارى مىطلبى ؟ پس پاسخم را نداد . و به سوى زنان هاشمى رو كرد و گفت : اى دختران عبد المطّلب مرا يارى كنيد . و با من بگرييد . به خدا سوگند آقاى شما و سرور جوانان اهل بهشت كشته شد . به خدا سوگند نوه رسول خدا و گل خوشبوى او حسين كشته شد . پس گفته شد : اى ام المؤمنين ! اين امر را از كجا دانستى ؟ گفت : هم اينك رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله را دگرگون و هراسان در خواب ديدم از او علت اين حالت را پرسيدم پس فرمود : فرزندم حسين و خانواده‌اش امروز كشته شدند پس آنان را به خاك سپردم و اينك از دفن آنان فارغ گشتم .