[ 354 - نامهء حضرت على عليه السّلام به معاويه ]
[ 381 ] 31 - امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السّلام به معاوية بن أبى سفيان نگاشت و « امّا بعد ! پس همانا خداوند فرازمند كتابش را بر ما فروفرستاد و ما را در شبههاى رها نكرد و هيچ بهانهاى براى كسى كه از روى نادانى مرتكب گناهى شود وجود ندارد درحالى كه [ سفره ] توبه باز و گشوده است . « و هيچ گنهكارى بار گناه ديگرى را بر دوش نمىگيرد » [ انعام ( 6 ) : آيهء 164 ] و تو از كسانى هستى كه در غفلت آرزوهاى خود در پنهان و آشكار شروع به سرپيچى و سركشى نمودهاى چون به دنيا ميل دارى و آخرت را دروغ برمىشمرى . و گويا رفتار گذشتهات را [ در دوران جاهليت ] به ياد آوردهاى و راهى براى بازگشت نيافتهاى . » و امام على - درود خدا بر او باد - به عمرو بن عاص نگاشت . « از بنده خدا امير مؤمنان به عمرو بن عاص . اما بعد ! پس [ بدان ] آنچه از دنيا كه تو را از خود بىخود كرده به گونهاى كه آن را در برگرفته و به آن اعتماد كردهاى از تو روىگردان مىشود . پس به دنيا اطمينان مكن كه بسيار فريبنده است و اگر از آنچه بر دنيا گذشته است پند مىگرفتى از آنچه باقىمانده است برحذر بودى و از آن به مقدار آنچه كه پند گرفته بودى بهره مىبردى ولى تو از هواى نفست پيروى نمودى و به دنبال آن رفتى . اگر اينچنين نبود غير ما را بر آنچه ما تو را به سوى آن خوانديم برترى نمىدادى چون بر ما ، اميد بيشترى است [ كه بر حق باشيم ] و به حجت پروردگار بودن سزاوارتريم . و السلام . » و امام على عليه السّلام به سرداران سپاه نوشت : « از بنده خدا امير مؤمنان به ياران سلاح و رزم . اما بعد پس بر مولا سزاوار است كه برترى كه زيردستش به آن دست يازيده و مرتبهاى را كه به آن مخصوص گشته از او پنهان ندارد و واژگون نسازد . و بر آنچه كه خداوند بر آنان ارزانى داشته است بيفزايد تا از ميان بندگانش آنان را به خود نزديك گرداند و بر آنان مهربانى كند . آگاه باشيد كه بر من لازم است كه جز در جنگ رازى را از شما پنهان ندارم و جز در حكم دادن امرى را در برابرتان مخفى نسازم و حقى از شما را از موعدش به تأخير نيندازم و اينكه در [ هريك از ] حقوق نزد من يكسان باشيد . پس اگر چنين كردم بر شما واجب است كه با من بيعت كنيد و از من پيروى نمائيد و از فرمان من سرپيچى نكنيد